اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ملاک تشخیص سلوك حقیقی از مجازی

14263

ملاک تشخیص سلوك حقیقی از مجازی

17
  •  کردند. آخر با امام حسین علیه‌السلام هم بازی می‌کنید! وقتی که چایی می‌دهید، می‌توانید این قُبُل منقلتان، این بشکه‌تان را بچرخانید. آخر این چیست؟ دارد روضه وداع را می‌خواند، روضه حضرت زینب را می‌خواند. آنها هم که داشتند گریه می‌کردند، سرشان را می‌آوردند بالا که ما هم هستیم. این‌ها چیست؟ اعتبار است. امام حسین علیه‌السلام چه می‌شود؟ از امام حسین علیه‌السلام هم استفاده ابزاری می‌کنیم؟ فضای مجلس خراب شد. وقتی که تمام کردند، من بلند شدم آمدم. چه کسی می‌نشیند، وقتی از امام حسین علیه‌السلام خبری نیست. بنشینیم چکار کنم؟ خب ما را هم دید، خوشحال هم شد. در این مجالس از خدا خبری نیست. از امام زمان علیه‌السلام خبری نیست. در صحبت‌های ما خبری نیست. همه اعتبار است، همه فلان است. نگاه کنید ببینید در صحبت‌های ما چه جمعیتی آمده، جمعیت اعتبار است. اگر فردایی نیایند، می‌گویند این مردم تحت تأثیر بعضی از چیزها قرار گرفته‌اند. اگر بیایند، تحت تأثیر قرار نگرفتند! اگر رأی بدهند. یک بنده خدایی که نفر اول در چیزی شده بود، خودم از او شنیدم که می‌گفت‌دل رسول اللَه صلی اللَه علیه و آله را شما شاد کردید؛ چون تو نفر اول شدی، رسول اللَه صلی اللَه علیه‌و آله شاد شد؟ ولی چند سال بعد که آن طرف آب نرفت، می‌گفت نه، استقبال خوبی نبود. حتماً تو باید چیز بشوی؟ این‌ها چیست؟ بازی است، بازی با دین و پیوستن به دنیا به بهانه دین است. دل رسول اللَه صلی اللَه علیه و آله را شاد کردی؟ بگو دل مشتی غضنفر را شاد کردی، چرا پیغمبر صلی اللَه علیه و آله را جلو می‌کشی؟ چرا رسول اللَه صلی اللَه علیه و آله را جلو می‌کشیم؟ چرا امیرالمؤمنین علیه‌السلام را جلو می‌کشیم؟ چرا امام زمان علیه‌السلام را جلو می‌کشیم؟ امروز دل امام زمان شاد شد، بله، خب، اگر امروز شاد شد، سال بعد دل امام زمان خون است دیگر، اگر امروز شاد شد. چه شد دل امام زمان با این‌ها شاد شده است؟ بازی با دین، بازی با امام حسین علیه‌السلام، تشکیل مجالس به اسم امام حسین علیه‌السلام، تشکیل هیئات به اسم امام حسین علیه‌السلام، در آنها چیست؟ آخر آنها چه چیزی درمی‌آید؟ توجه کردید. شیطان خوب می‌آید؛ از لابه‌لا، یواش چنان زیرکانه، چنان موزیانه، چنان با ظرافت می‌آید و جلو می‌آید و جا باز می‌کند و کار را توجیه می‌کند و عمل انسان را توجیه می‌کند و انسان اقدام می‌کند و یک‌دفعه می‌بیند عجب! چه کلاهی سرش رفت. ده سال گذشت و ده سال خلاف می‌رفته است. تازه اگر خدا دستش را بگیرد. یک‌دفعه هم ممکن است دیگه برود (بمیرد).