ملاک تشخیص سلوك حقیقی از مجازی
13گرامی میداریم. ما آمدیم اینجا عبرت بگیریم یا خود رو نشان بدهیم؟ آمدیم شخصیت خود را اضافه کنیم؟ آمدیم بر انانیت خود اضافه کنیم؟ در مجالس اهل بیت علیهمالسلام آمدیم، آمدیم از اهل بیت علیهمالسلام استفاده کنیم؟ یا لباسمان را به رخ دیگران بکشانیم؟ زیور و آلاتمان را به این و آن نشان بدهیم؟ چه کار میخواهیم بکنیم؟ لباس را میخواهیم به رخ چه کسی بکشانیم؟ مگر هنر است؟ مگر نداشتن گناه است؟ عیب است؟ که حالا فرض بکنید که کسی چون دارد، لباس کذایی بپوشد، بعد بیاید بگوید من دارم. او هم اگر داشت بهتر از تو میخرید، هنر نکردی.
انسانیت خود را به رخ بقیه بکشان، عطوفت خود را به رخ بقیه بکشان، رحمت و محبت خود را به رخ بقیه بکشان، صفا و صمیمت خود را به رخ بقیه بکشان، اتحاد و نوعدوستی وحدت و یگانگی و تساوی خود را رخ بقیه بکشان، اینها را باید به رخ بقیه کشاند. آنوقت شما میبینی در این مجالس با چه آرایشهایی، چه لباسهایی و با چه کفشهایی، میآیند! خیر سرتان با آن مجلس فاتحه آمدنتان، دستههای گل آوردند، این خانم آمد، آن خانم رفت، برای این آقا چه کار کردیم، از این بازیهای مهوِّع، واقعا انسان تهوّع میگیرد. ولی نمیدانم چرا مردم تهوّع نمیگیرند؟ و چرا مردم با این مطالب زنده هستند؟ زندگی او اینطور است و اگر نباشد، فلان است ...، اصلًا اگر نباشد، به او برمیخورد که چرا اسم مرا در این مجلس نیاوردند؟ خون خون او را میخورد که چرا اسم مرا در این مجلس نیاوردند؟ مگر من کمتر از فلانی بودم؟ پلاکارت برای او زدند، چرا برای من نزدند؟ ولی وقتی به من گفت اسم خود را بگو، گفتم نیازی به گفتن اسم من نیست. شعرت را بخوان، این حرفها چیست؟ این مسائل چیست؟
بزرگان آمدند اینها را یاد دادند. یک بار با مرحوم آقا رفته بودم مدتی است از یکی از دوستان صمیمی و سابق آقا اطلاع ندارم، إن شاء اللَه اگر هست که خدا سلامتش بدارد و اگر هم به رحمت خدا رفته، خدا با موالیانش محشور کند همان کسی که ایشان گفتند که ما به اتفاق دو نفر در روح مجرّد در نیمه شعبان از نجف به کربلا پیاده آمدیم، یکی همین بود که نزدیک کربلا کفش خود را به گردنش انداخت و مثل حرّ آمد. مرد معروف و بزرگی بود، اهل علم نبود؛ ولی مرد متشخّص، مراقب و اهل معنا بود خیلی وقت است، او را ندیدهام. اتفاقاً خیلی هم دلم میخواهد اگر حیاط دارند ایشان را زیارت کنم دهه محرم در طهران روضهداشت.

