ملاک تشخیص سلوك حقیقی از مجازی
51سقف سنّی، گاهی مجالسی است که خب به طور کلی موجب ایجاد تخیل و توهّم در بچه است، مثل مجالس عروسی و اینها، خب، این فرق میکند، البته فعلا در عروسیهایی که رفقای ما دارند، مخدّرات اهل رعایت هستند و نسبت به این مسئله رعایت میکنند، اما در عروسیهای متفرقه ما همه جور وضعی میبینیم. بچه عکس برمیدارد. فیلم برمیدارد، نگویید بچه است. او این فیلم را در ذهن خود نگه میدارد، وقتی بزرگ شد، کار دست او میدهد. بچهها از نقطه نظر ذهن و از نقطه نظر قابلیت فرق میکنند. توجه کردید! متفاوت هستند. بعضی بچهها نه، الان دو دقیقه پیش را نمیداند که بستنی خورده است یا بیسکویت، اینها هنوز متوجه نیستند؛ ولی بعضی بچهها کاملًا از جریان شش ماه پیش خبر میدهند، اینکه سه ماه پیش چه خبر بود. بنده یکسال و هشت ماهم بود که مرحوم پدرمان از نجف به ایران مهاجرت کردند. یعنی بنده یکسال و هشت ماه در نجف بودم. در این زمان، والده ما به طهران آمد. ما را در طهران به دنیا آورد و سه ماه یا چهار ماه در طهران بودیم، چون آن زمان وضع نجف برای این مسائل مناسب نبود و امکانات نداشت. و پدر ما با مادر بزرگمان مادرشان در نجف بود و درس میخواند و بعد برگشت. و بعد از یکسال و هشت ماه ما به طهران بازگشتیم. بنده یکسال و هشتماهه بودم که بازگشتیم. در نجف چیزی یادم نیست. ولی از آن شبی که ما در منزل یکی از ارحام وارد شدیم، مسائل آن شب در ذهنم هست؛ یعنی کاملًا در ذهنم هست؛ چه کسی کجا نشسته بود، آن جا کجا بود، عمههایمان نشسته بودند، یک به یک در ذهنم است. و تو خود حدیث مفصّل بخوان از این مجمل که (خنده استاد) مادرم ما را به عروسیها میبرد و فلان ... خلاصه خیلی اونموقع مستفیض بودیم. خب، این بچه یکسال و هشت ماهه چه میفهمد؟ چه کسی احتمال میدهد که یک بچه یکسال و هشت ماهه یا فرض بکنید دو ساله اینطور باشد؟ ببینید، اینها چیزهایی است که مادر باید رعایت کند، باید در ذهن او باشد. حالا بعضی از بچهها هستند که نشان میدهند، بروز میدهند، اما بقیه بچهها چه میدانند که این چیست؟ متوجه نمیشود، میگوید آقا این چه میفهمد؟ سه، چهار سال قبل بوده و نمیفهمه، اما این بچه عکس برمیدارد.

