ملاک تشخیص سلوك حقیقی از مجازی
15بود، آن شخصی که بالای منبر بود؛ صحبت میکرد که بزرگان تشریف آوردند و مزین کردند. اما اسم آقا را بلد نبود، فقط در همین حدّ. وقتی که تمام شد و بیرون آمدیم، آمد و گفت: از حضرت عالی خیلی عذر میخواهم، بنده اسم شما را نمیدانستم، اسم شما چیست؟ قصوری نباشد، تقصیری از جانب بنده نباشد. ایشان فرمودند که لازم نیست اسم مرا بدانید و دیگر هم این مطلب را تکرار نکنید، راجع به بقیه هم این کار را نکنید. خیلی رنگش قرمز شد و یک سری تکان داد. ولی گوش نمیدهند. اصلًا زندگی آنها با این امور میگذرد، اگر تکرار نکنند، فردا دعوتش نمیکنند. اینکه لازم نیست و راجع به دیگران هم نکنید. این دستور، دستور اولیای خدااست، دستور بزرگان است.
اما در سایر جاها میبینیم عکس این قضیه است. باید اسم ببرند، باید حتماً بگویند خدا بانی فلان و آقای فلان و حاجاتش را بدهد، ذخیره آخرتش بکند. مگر خدا نمیداند؟ نیاز به گفتن تو دارد تا گوشهایش را باز کند؟ خدا میداند چه کسی پول میدهد، چه کسی زحمت میکشد، چه کسی چای میدهد، چه کسی چه میدهد. خدا خودش تماشا میکند. دنیای مردم این است. دنیای مردم یعنی اعتبار. اولیای خدا آمدند ما را از این اعتبار دربیاورند، بیرون بکشند. شما مثل این مردم نباشید. بروید، همین امروز بروید جاهایی که ختم استنگاه کنید، ببینید، اعتبار را ببینید. کسی مرده، عروسی که نیست، طرفش مرده، ببینید چطوری در مجالس میآید! آنوقت کسی را هم که دعوت میکنند، هرچه بیشتر آب و رنگ بدهد، هرچه بیشتر مایه بگذارد، هرچه بیشتر تعریف بکند، بالا و پایین بکند، صاحبان عزا بیشتر خوشخوشان شان بشود و بیشتر بگویند: خوب بود، مجلس را خوب اداره کرد. پس، خدا کجا رفت؟ پیغمبر صلی اللَه علیه و آله ما، امام حسین علیه السلام کجا رفت؟ اینها کجا رفتند؟ امام زمان علیه السلام کجا رفت؟ اینها مسائل اعتباری است. اینها دنیا است. پنجاه تا دوربین، یکی از آن طرف، یکی از این طرف، این را بیندازد، آن را بیندازد، بالا، پایین، که یعنی چه بشود؟

