اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

ملاک تشخیص سلوك حقیقی از مجازی

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

ملاک تشخیص سلوك حقیقی از مجازی

5
  • عرض کردم در آن سفر وقتی که ما در کربلا بودیم، بنده از بعضی از مسائلی اطلاع پیدا کردم که برایم روشن شد. البته خب این قضیه از جمله اسرار است، به کسی هم نگفتم و برای من روشن شد که کسی که در این راه بیاید، اصلًا به نحو اتوماتیک چه بخواهد، چه نخواهد در یک جاده و در یک مسیری می‌افتد که هوای او را دارند، نسبت به موانعی که ممکن است برایش پیش بیاید، نسبت به معدّاتی که باید برایش پیش بیاید، نسبت به آنچه را که برای او لازم است و نسبت به آنچه که برای او ضرر دارد، مواظبش هستند. اصلًا اتوماتیک‌وار این کارش وارد سیستم می‌شود. مثل اینکه فرض بکنید که یک مریضی را که وقتی در یک بیمارستان ببرند، چطور از وقتی که وارد بخش می‌کنند یا وارد اورژانس می‌کنند، این دیگر در سیستم کامپیوتر این بیماریش این به اصطلاح ریپورت معایناتش، آن اوراق برای بیماری و کسالتش همه آنها می‌رود و خودبخود شکل پیدا می‌کند، راه پیدا می‌کند و به آنچه را که باید به سوی آن حرکت بکند، نسبت به آن موقعیتش مشخص می‌شود. خصوصیاتش مشخص می‌شود، وضعیتش مشخص می‌شود؛ چه بیماری‌هایی دارد، چه درمان‌هایی برایش انجام شده، چه داروهایی برایش تجویز شده، به طوری که اگر حتی در یک جای دیگرهم برود، خیلی راحت آن شخص طبیب می‌تواند با فشار دادن دو سه تا دکمه تمام اطلاعاتی که باید از او به دست بیاورد، به دست بیاورد. الان در خیلی از کشورهای پیشرفته، وضعیت بیماری برای همه مشخص است. تا برود فوراً در کامپیوتر این وضعیت بیمار را می‌زنند و نیازی اصلًا به صبحت کردن با او هم ندارد. تمام خصوصیاتش می‌آید؛ در چه سالی؟ در چه بیمارستانی بوده؟ به چه دکتری مراجعه کرده؟ چه داروهایی برایش تجویز کرده‌اند؟

  • راه خدا هم همین است؛ یعنی اگر کسی در راه خدا بیاید، کار او، راه او، مسئله‌او، همه چیز او شکل می‌گیرد؛ اگر نباشد، پراکنده است، افکارش این طرف و آن طرف است. ذهنش این طرف و آن طرف است. مسائلی که برای او پیش بیاید، ممکن است مسائل مضر باشد. تلفنی که به او زده می‌شود، شاید تلفن برای او ضرر داشته باشد. تماسی که می‌گیرد، شاید برای او خوب نباشد. جایی که می‌رود، مهمانی که می‌رود، دیدنی که می‌رود، این‌ها همه برای او ضرر داشته باشد. چرا؟ چون در راه نیست، وقتی که در راه نباشد، خدا هم افسار را گردن خودش می‌اندازد و می‌گوید حالا هرکجا می‌خواهی بروی برو، هر کاری می‌خواهی انجام بدهی، بده.

/ 380