ملاک تشخیص سلوك حقیقی از مجازی
ملاک تشخیص سلوك حقیقی از مجازی
27بزرگان همیشه دستورشان این بود که کاری نداشته باشید تا نیامدهاند پیش شما، شما نروید. تا حرفی را به شما نزدهاند شما پیگیری نکنید. بعضیها اصلًا مریض هستند؛ خودبهخود به دنبال دردسر میروند، خودبهخود به دنبال شعله و آتش میروند، اصلًا خودبهخود میروند که ببینند این چیست و آن چیست؟ خودبهخود خود را نخود هر آشی میکنند. اینها هیچوقت تا قیام قیامت رشد نمیکنند. یعنی همانی که بودند، هستند، هیچی. قضیه یک تکان بخورد، آنچه که در دلش است، مشخص میکند. اینگونه افراد، اگر صد سال به عمر نوح عبادت کنند، فایدهای ندارد. انسان چرا بیخود این طرف و آن طرف سرک بکشد که چه کسی راجع به چه کسی حرف زد؟ به تو چه ربطی دارد؟ فعلًا که به گوش تو نرسیده، تو چه کار داری؟ راجع به بنده حرف زدند، راجع به من در فلان جا صحبت کردند، هنوز که به گوش من نرسیده، حالا، وقتی هم رسید، به من چه؟ حالا چه به رسد که نرسد. بروم سراغ او در خانهاش را بزنم، که بیا در خانه، کارت دارم. خب ببینم راجع به من آنجا چه گفتهاند؟ تمام اینها برخلاف سلوک است. اصلًا درست عکس راه خداست. اگر راه خدا از این طرف است، آن از آن طرف است، صد و هشتاد درجه فرق میکند. راه خدا، رفتن به توحید است، این وارد شدن در کثرت است. انسان به عکس اینکه به جای توحید برود، وارد کثرات میشود، وارد در جزئیات میشود. راجع به من حرف زدند، بهتر، بگذار بزنند. راجع به من فلان مطلب را گفتند، خب بگذار بگویند، چه اشکالی دارد؟ راجع به من، مدام راجع به من، راجع به من ...
اینکه من الان تغییر میکنم، اینکه من به هم میریزم، به خاطر چیست؟ برای این است که خودم را نفهمیدم، خود را دست این و آن ول دادهام، اما اگر خودم مستقیم میایستادم، به خودم فکر میکردم، به وضعیت خودم فکر میکردم، هیچ طوری نمیشدم. پس اینها همین است. اگر انسان اینکار را بکند، عشق به خدا هم در او زیاد میشود. اینها یک سیکلی دارند که با هم حرکت میکنند.

