ضرورت اجابت دعوت خدا و رسول خدا جهت إحیاء قلوب
55و دوستان وقتی که این مطالب را میشنوند باید تصور کنند که همان بزرگانند که حضور پیدا کردند و دارند به ایشان میگویند.
شما خیال میکنید زمان مرحوم آقا چه بود؟ خب بعضی از شما شاید زمان ایشان را درک کرده با شید و موفق به زیارت ایشان شده بودید ولی اکثرا نه! ندیدند. اکثرا ندیدند بنده در زمان مرحوم آقا پای صحبت ایشان مینشستم که ایشان حرف میزدند و از چشم ا فراد، مثل باران اشک میریخت ولی به اندازه یک الاغ نمیفهمیدند، مثل یک الاغ نمیفهمیدند! دلیلش چیست؟ تا از دنیا رفتند خودشان را نشان دادند. این ا شکها از کجا دارد میآید؟ این بَه بَه و چَه چَه دارد از کجا میآید؟ به اندازه یک الاغ نمیفهمیدند و نمیفهمند هنوز! حرکاتشان نشان میدهد، بیایید نگاه کنید ببینید چه خبر است؟! خانهات آباد!
لذا به من فرمودند فلانی! خدمتشما عرض کردم برو به دنبال خودت باش و به دنبال کار خودت باش، اینها تو را میبرند در مجالسشان و مانند شمع از نور و گرمای تو، برای نور و گرمای محفلشان استفاده میکنند و این وسط تو مثل شمع آب شدی و عمرت از بین رفته! برو به فکر خودت باش. این حرف را مرحوم آقا کی به من زدند؟ سه ماه قبل از این که از دنیا بروند، آخر عمرشان. چند تا به حرف آقا گوش دادند؟ فتنهای که بعد از زمان مرحوم آقا اتفاق افتاد سر چه بود؟ سر این بود که به حرفهای آقاگوش ندادند. به مبانی آقا عمل نکردند. در آخر جلد دوم اسرار، من یک نمایی فقط نشان دادم، چیز دیگری نگفتم! مطلبی را فاش نکردم! مسئلهای نگفتم که این قدر سر و صدا شده! یک چیزی فقط گفتم که بدانید من آن چه را که گفتم شایعه نیست مصداق تعیین میکنم آهاین! این قضیه! این مسئله! این مطلب! جزئی، مصداق، این هم دلیل آن، این هم مسئله آن، تا این که نگویند من کلی گویی میگویم همین طوری یک چیزی میپرانم، مصداق را هم تعیین کردم، بفرمایید این. البته اسم نیاوردم اسم نیاوردم اسم کسی را نیاوردم در این جا، بخاطر احترام و حرمت خود افراد، حالا همه میدانند بدانند، میخواستند نکنند! خودشان کردند میخواستند نکنند. آن دیگر تقصیر بنده نیست

