أهمیت و تأثیر مسئلۀ عبور از ظاهر به باطن در مقدمهسازی ظهور امام زمان
23خب این ظاهری که از یک همچنین ولی خدا و اینها هست این ظاهر یک روز هم میبینی تبدیل شد به یک انسانی که روی تخت افتاده و میخواهند ا و را غسل بدهند. هان! آن شبی که مرحوم آقا را در منزل داشتند غسل میدادند من به این فکر میکرد م خب من متصدی بودم یعنی جزو این دو یا سه نفری که ... گفتم تمام رفت این جا دیگر نه عمامه است نه عصا هست نه قبا در این جا هست نه عبا دراین جا هست نه آن هیمنه، یک بدن بی روح بی جان جامد و ساکن روی این تخت افتاده است و باید غسلش بدهند و فردا هم دفن کنندتمام شد. تمام آن پزیرشهایی که برای این حرکت بود رفت تمام آن گریههایی که وقتی ایشان صحبت میکردند افراد جلوی چشمشان اوه اوه! من میدیدم ها! هر وقت میدیدم میگفتم بدبخت تو اصلا چه میفهمیکه داری گریه میکنی؟ همه رفت همه رفت. تمام آن شور و بیا و برو و فلان رفت تمام همه رفت رفت. دیدیم به شروع شد! آن که خودش است شروع شد آن که خودش است! هر شخصی هم یک مرتبه دارد هر شخصی هم در یک افق از مدرکات و ملکات و صفات قرار دارد مختلف هستند همه مختلف هستند کیانسان آن صفات و ملکات و غرائض را میبیند؟ وقتی این ظواهر میرود کنار، تنها میماند، تک و تنها میماند حالا باید خودش را نشان بدهد
ایستاده بودم من همان روز اول، مرحوم آقا به رحمت خدا رفته بودند من از بیمارستان آمدم منزل و به والده گفتم که به رحمت خدا رفتند و مسئله دیگر تمام شد. خودم آمدم در بیرونی ودر همین منزل بیرونی، افراد میآمدند، رفقا دیگر خیلی حالشان پریشان بود. یکی از رفقا خدا رحمت کند مرحوم آقا سیدمرتضی مقدسی رضوی رحمت اللَه علیه که تقریبا میتوانم بگویم محرم اسرار ما بود و محرم سر ما بود و من ارتباط خاصی با ایشان داشتم که با کسی دیگر نداشتم ایشان آمد، هیچ ناراحت نبود هیچ نگران نبود نه مثل بقیه در سرش میزد نه این که گریه ...، چرا گاهگاهی بنده خدا اشک از چشمش میآمد، آمد اولین جملهای را که به من گفت، گفت آقاسیدمحسن الان وقتش است که هر کسی خودش را نشان بدهد، هیچ وقت این جمله از ذهن من نمیرود. خدا رحمتش کند. خیلی، بسیار سید باواقعیتی بود سید با اصالت و با واقعیتی بود. آمد گفت فلانی! الان است ها! آن که تا به حال یک عمری ما حرفش را میزدیم الان وقتش شد، دیگر همه چیز تمام شد، حالا هر کسی خودش را نشان بدهد و همه هم نشان دادند و نشان دادند و دیگر چه عرض کنم

