أهمیت و تأثیر مسئلۀ عبور از ظاهر به باطن در مقدمهسازی ظهور امام زمان
21این جا سهمیدارد از پذیرش نفس. این شمایل این جسم این بدن ا ین نما ء این خصوصیت این نحوه حرکت ظاهر، که خب افراد هم متفاوت هستنددر این مسئله.
من در همان موقع میشنیدم که وقتی مرحوم آقا میآمدند رفقا بلند میشدند یا مثلا فرض کنیدکه صلواتی میفرستند یا چه میکردند از آنها میشنیدم بَه بَه ببین خود سیمای آقا کفایت میکند دیگر لازم نیست انسان چیز دیگری بشنود این آمدن ایشان را نگاه کن کفایت میکند همین که نگاه به او بکنی کافی است این که ببینی در کنارت نشسته کافی است! تمام اینها چیست؟ گول زننده است همهاینها گول زننده است. همان سیما همان عمامه همان محاسن همان قبا همان عبا، همان کیفیت، لباس سفید عبای سفید و قبای سفید در اعیاد خب ایشان خیلی ...، مثل ما اینقدر شلخته نبودند و اوضاعشان درهم و برهم نبود که وفات و عیدشان یکی باشد.
یک روز من در همان مشهد روز عید بود مرحوم آقا فرموده بودند که مثلا ما صحبت کنیم. من از منزل که رفتم عبای سیاه داشتم و لباسم هم چیز بود، قبایم مثل این که تیره بود خلاصه رنگش تیره بود. تا نشستم یک ده دقیقه [ای که گذشت] ایشان فرمودند آقا چرا لباست این طوری است؟ بلندشو! بلندشو برو خانه، لباست را عوض کن و یک لباس روشن بپوش بیا، امروز روز عید است. بلندشدیم رفتیم منزل، البته خب منزل نزدیک بود با یکی از دوستان خب وسیله داشت و ما زودآمدیم و لباسمان را عوض کردیم قبای روشن پوشیدیم. هر مجلسی یک اقتضایی دارد. خیلی ایشان دقیق بودند و نسبت به این مطالب خیلی دقت میکردند و همین مسائل حتی در امور خانوادگی، در امور زندگی، در امور همسرداری بسیار بسیار مورد توجه ایشان بود به طوری که گاهی از اوقات حتی ما تعجب میکردیم که اولیای خدا یعنی باید به این مطالب هم دقت کنند؟ خب بله باید دقت کنندنکنند که نمیشود، شیرازه کار از هم پاشیده میشود نظام از هم پاشیده میشود هر چیزی یک حسابی دارد بعد دیدیم نه آقا! ائمه هم ا ین طور بودند

