أهمیت و تأثیر مسئلۀ عبور از ظاهر به باطن در مقدمهسازی ظهور امام زمان
19دیگری برای انسان جلوه کند، شما دلیلی برای حصول این قطع و اعتقاد، اعتقاد جازم برای بنده ارائه بدهید که این مطلب شما صحیح است. جواب چه آمد؟ فلانی نسبت به مطالب ما شک میکند! دیدید! یکدفعه ورق برگشت! شروع شد به شعار، من که حرف بدی نزدم من که خلاف نگفتم. من گفتم ما بر همان اساسی که از شما میشنیدیم به همان .... خب ما پاتک زدیم دیگر، نسبت به این قضیه.
قضیه قضیه شیطان است شیطان است که به صورت یک ولی خدا الان برای انسان القاء میکند مگر شما در زمان حیاتتان نمیگفتید خودتان، صدها بار نه دهها بار، صدها بار که انسان نسبت به خوابها و مکاشفاتی که برای او حاصل میشود باید یا به فردی که به او ا عتماد دارد که ولی خدا باشد یا فرد خبیر و بصیری باشد، به او مراجعه کند یا نسبت به صحت و مطابقت این پدیده و این حادثه، خودش به مرتبه قطع علمیو قلبی باید برسد. بسیار خب شما به ما بفرمایید کدام یک از این دو طریق ا لان برای بنده میسور است؟ قطع که بنده قطع ندارم فرد خبیر و بصیر هم که سراغ ندارم شما بفرمایید! تمام شد خلع سلاح شد تا خلع سلاح شد. شایعه شروع شد. اعلامیه آمد آن هم از طرف خود آقا یعنی شیطان ممثل به مرحوم آقا! که فلانی نسبت به مطالب ما شک میکند با او ارتباطتان را قطع کنید با او چه کنید! اعجب! پساولیای خدا که رفتند آن دنیا حرفشان با این دنیا دو تا شد؟ آن جا یک عالم دیگر [ی است!] پس در این دنیا ما راگول میزدند پس در این دنیا ما را فریب میدادند! چه شد که رفتند در آن دنیا، موازین تغییر پیدا کرد؟ مسائل تغییر پیدا کرد؟ چه شد قضیه؟ ببینید چقدر مسئله مهم است و چقدر مطلب مشکل است که از این مطالب انسان باید عبور کند.

