أهمیت و تأثیر مسئلۀ عبور از ظاهر به باطن در مقدمهسازی ظهور امام زمان
17تشخیص میدهیم عمل کنیم.
یک مدتی بر این مسئله مداومت بکنیم، واقع را در زندگی خود محقق بکنیم، آن وقت میبینیم که چه تغییراتی پیدا میشود بدون ظهور، نیاز به ظهور ما نداریم. مگر امام زمان ما فردی است که برای مساعدت و کمک ما نیاز حضوری و فیزیکی دارد؟ امام که این نیست امام بر همه منویات ما آگاه است و بر همهشراشر وجو د ما احاطه علی دارد نه احاطه اخباری و حکایی، احاطه امام علیه السلام احاطه علّی است و بدون عبور از نفس امام علیه السلام امکان ندارد خطوری به ذهن شما وارد شود. یعنی این که الان من دارم صحبت میکنم نه اینکه بعد از صحبت کردن من امام با آن اسباب و ادواتی که دارد مطلع شود، نخیر! قبل از این که من صحبت کنم نفس امام علیه السلام از تک تک جملات کلمات حروف و حرکات پلک من مطلع هست و میداند که من چه میگویم آن وقت این امام زمان نیاز به ظهور دارد؟ ما نیاز به ظهور داریم ما درغیبت هستیم نه او. امام علیه السلام ظاهر است
لذااولیای الهی میفرمودند امام علیه السلام هیچ وقت غیبت نکرده است برخلاف آن چه که در میان السنه و افواه دارج است امام غیبت نکرده است ما از امام غیبت کردیم ما خود را از امام علیه السلام پوشاندیم ما پرده به روی خود انداختیم تاامام را نبینیم! امام غیبت نکرده استامام همیشه حضور دارد امام همیشه ...
در زمان سابق، بعد از فوت مرحوم آقا و جریاناتی که پیش آمد یک جریانی بود برای این که یک عدهای به نحو خاصی آن عده را اغوا کند که از جمله آنها خود بنده بودم یعنی میتوانم بگویم در نوک آن پیکان قرار گرفته بودیم. یک جریان شیطانی مکاشفهای شهودی وجدانی و علمی، نه فقط همین صرف خواب و ... یک همچنین جریانی برای این مسئله بوده، البته به طور دقیق من تا به حال جایی عرض نکردم به بعضی از مسائل آن تا به حال پرداختم. این جریان جلو آمد جلو آمد و عدهای را این جریان درکام خود فرو برد و وقتی که نسبت به اصل مسئله استوار شده بود و کاملا در چمبره خودش گرفته بود تنها موردی که میتوانست در این مسئله بایستد خب طبعا ما بودیم، تا این که آمد نسبت به خود ما تشکیک ایجاد کرد، به خود اصل مسئله تشکیک ایجاد کرد.

