أهمیت و تأثیر مسئلۀ عبور از ظاهر به باطن در مقدمهسازی ظهور امام زمان
11این همه من برای رفقا و دوستان میگفتم در این دنیا و در این کشورها، در این ها ببینید که همه اینها نیاتشان چیز دیگر است گفتارشان چیز دیگر است رفتارشان چیز دیگر است. شما یادتان نمیآید؟ چه شد؟ آنهایی که دم از عدالت میزدند چه شد؟ آنهایی که دم از مبارزه با استکبار میزدند آنهایی که خود را پیشتاز قافلهآزادی معرفی میکردند آنهایی که نعرههای مخالفت با استبدادشان، گوش فلک را کر کرده بود همین الان بیایید تماشا کنید که مردم معترض و ستمدیده و مظلوم خود را بمباران میکنند نه اینکه به تیر میزنند! هان! کو؟ کو آن نیتها؟ کو آن سخنان؟ کجا رفت آن همدردی با محرومین؟ کجا رفت آن رأی مردم و ملت؟ کجا رفت مبارزه با استکبار؟ کجا رفت؟ این حرفها کجا رفت؟ همه آن کشک بود و هست! کشک است! وقتی یکخرده تقی به توقی میخورد و دو نفر صدا بلند شود تکه تکه میکنند صدایت درنیاید! این جا من هستم! مبارزه با استکبار را در حرف برای شیره مالی به تو گفتم! سر تو را شیره بمالم! الان که نظام من دستخوش شده است، در این کشورها دارید میبینید که چه خبر میشود دیگر! اینهایی که یک زمانی ما اینها را موافق خود میپنداشتیم یادتان رفته است؟ و ما میگفتیم اینها معاند هستند و ما متهم به چه و چه و چه شدیم! هان! حالا بیایید نگاه کنید و ببینم که همینها برای بقاء دنیای خودشان و دو روزهدنیای خودشان مثل ریگ آدم میکشند که من بمانم! من باید بمانم!
آن وقت هنوز هم دست برنمیدارند! ما این کارها راانجام میدهیم برای بقای ملت! مگر ملتهایی همین نیستند که داری آنها را بمباران میکنی؟ پس اینها که هستند؟ اینها گربه و خرگوش هستند که داری بمب روی سرشان میریزی یا همین مردم هستند؟ همه جا همین است همه جا همین است همه جا همین است

