أهمیت و تأثیر مسئلۀ عبور از ظاهر به باطن در مقدمهسازی ظهور امام زمان
61باشد. آب و مایعات همه یکی است از این نقطه نظر تفاوتی نمیکند
سؤال و جواب: بنده مدتی است که خیلی به مرگ فکر میکنم
خب حالا از این به بعد به زندگی فکر کنید حالا یا یک وقتی را بگذارید برای مرگ یک وقتی را برای خود زندگی، انسان لازم نیست حتما به مرگ فکر کند و درگیر این موضوع شدهام خب بهتر است که فکر نکنید و چیزهای دیگری است [برای فکر کردن،] آن تفکر به مرگ که گفتند آن شرایط خاصی دارد و برای هر کسی هم دستور نمیدهند و حتی ممکن است خطراتی را ایجاد کند ا نسان نباید به مرگ همین طور فکر کند مگر در تحت یک ضوابط خاصی
برای این که صبرمان در مشکلات زندگی بالا برود، عرض کنم که ساعت دوازده و نیم است و ما هم دیگر بنزیمان تمام شد حالا این خدمت مخدرات باشد البته اگر مسئلهخصوصی نباشد یا خود بنده میبرم و انشاءاللَه پاسخ اینها را در جلسه دیگر خدمت رفقا عرض میکنم.
از این که صحبت ابتدایی و مقدمه ما یک قدری طول کشید و از پاسخ به اینها ماندیم عذرخواهی میکنم. انشاءاللَه که خداوند ما را توفیق بدهد به آن چه که مورد نظر بزرگان است جامه عمل بپوشانیم. مطالبی که آنها گفتند به صلاح ما است اینها به صلاح ما است و هر کسی که عمل کرده است برده است و [هر کسی] عمل نکرده است [باخته است.]
بعد از فوت مرحوم آقا مسائل مختلفی پیش آمد یک روز یکی از افراد آمده بود ما را نصیحت کند خب نصیحت اشکال ندارد خب انسان نصیحت [را] باید بپذیردوقتی که بنده پاسخ او را دادم به او گوشزد کردم که جان من! من بیش از شما پیش بزرگان بودم شما پانزده شانزده سال بودی من چهل سال بودم سی و هشت سال من پیش بزرگان بودم مطالبی را که دارم به شما میگویم این مطالب به صلاح شمااست والا بنده نه چشم داشتی به مسائل دنیوی دارم و نسبت به مسائل اخروی هم که خب امید رحمت و مغفرت از خدای بزرگوار داریم و رفیق دست ما را بگیرد. این مسیری که شما میروید خلاف است و خب ترتیب اثر داده نشد بعد از گذشت سیزده سال تازه شخص میگوید حالا من میفهمم فلانی راست میگفت. خب چرا باید این طور باشد؟ یعنی چرا باید ما بگذاریم سیزده سال عمرمان بگذرد دوازده سال ده سال؟ خب گوش بدهیم ضرر نمیکنیم. عمل کنیم توجه کنیم این بزرگان ....

