علت ثبوت احكام الهی و مبانی اخلاقی در شرایط مختلف زمانی و مكانی
55میشود؟ آن وقت یک امام را بردارند از کربلا حرکت بدهند با شتر حرکت بدهند که در حرکتش فراز و نشیب، خودش باعث بر اشتداد إلم و ناراحتی است و ایجاد زخم میکند، بروند تا ابن زیاد و کوفه و از آنجا به شام و این بساط طی شود. میشود کسی این حال را واقعاً درک کند و اشکش نیاید؟ ببرد خودش را در آن جا و امام سجّاد را احساس کند و با خود آن حضرت حرکت کند، در کنارش برود که وقتی آن شخص میگوید آمدم و آن صحبتها را با امام سجّاد در کنار خرابه شام کردم یک مرتبه دیدم خون از زیر کتف حضرت همین طور دارد سرازیر میشود
آن وقت آن آقا در کتابش میگوید این امام چهارم نتوانست مانند پدرش شهید بشود!! نتوانست! بیشعور! آن حرکت امام سجّاد با غل و زنجیر بدتر بود یا کشته شدن امام حسین؟ کدام بدتر بود؟ کدام دردش بیشتر بود؟ کدام؟ مصیبت کدام بیشتر بود؟ کلّ مصیبتی که بر امام حسین آمد یک ساعت بود دیگر، تیرهایی که ...، تیر خورد، به قلب خورد به پیشانی خورد به چی خورد، مال حضرت ابالفضل چه بود، فلان، این همه یعنی جنایت به نهایت درجه خودش دیگر، ولی یک ساعت بود. این امام سجّاد روزها را با این غل [و] زنجیر بر بدن برهنه یعنی این دوش و پای حضرت برهنه بود به طوری که تا زمان شهادت امام سجّاد آثار این غل و زنجیر روی بدن حضرت بود. کدام یک از اینها مصیبتش سختتر است؟ صدای این مرد درنمیآید، همین طور دارد حرکت میکند
حالا چه انسان بلند شود چکار کند؟ داد بکشد چکار کند! خب گریه انسان میآید دیگر، انسان ملاحظه کند موسی بن جعفر، هفت سال در زندان، شش سال، بعضی چهار سال گفتند، در زندان، آن سالهای آخر با غل و زنجیر، نماز میخواند با غل و زنجیر، مینشست با غل و زنجیر، یک امام سالهای سال در زندان، این دارد کل ما سویاللَه را میگرداند. موسی بن جعفر بدنش در زندان است، در عذاب و در این شکنجهها و در اینها. روحش کجاست؟ روح او به ماسوی اللَه در عالم وجود هر چه میخواهد باشد دارد افاضه میکند. ما چه میبینیم؟ یک شخصی که فرض کنید که در زندان است و این حرفها.

