علت ثبوت احكام الهی و مبانی اخلاقی در شرایط مختلف زمانی و مكانی
41عشق به درد عمّهاش میخورد و هیچ در این جا فایدهای ندارد. طرف دارد قربون صدقهاو میرود بعد هم بلند میشود میرود هزار تا برنامه ....! این چه عشقی است؟ چه محبّتی است؟ این چه مسئلهای است؟
عشق آن است که انسان از نقطه نظر تعلّق به معشوق و محبوب، اختیار خود را از دست بدهد و اختیار محبوب را جایگزین کند. این را میگویند عشق و محبّت. بله! انسان علاقه دارد، علاقه اشکال ندارد. این علاقه اگر در مسیر محبّت به سوی محبوب برود تبدیل به عشق خواهد شد همان طوری که در لسان ائمّه علیهمالسّلام ما داریم واجعل قلبی بحبّک متیماً، در دعای کمیل میخوانیم که خدایا دل مرا واله و شیدای خودت بگردان، این واله و شیدا یعنی چه؟ یعنی دیگر من خودم را نبینم و فقط هر چه هست تو را میبینم واقعاً عاشق به این جا میرسد. واقعاً عشق و محبّت انسان را به این جا میرساند ولکن آن چیزهایی که در این جاها هست این ها همه خیلی مسائل، مسائل مجازی است.
مسئله عشق آن است که انسان رضای محبوب را بر هر چیزی ترجیح بدهد. خب وقتی که عشق این طور است چطور میشود یک شخصی برخلاف محبوبش کار غیر عقلایی انجام دهد؟ چطور ممکن است یک نفر برخلاف نظر محبوبش چیز انجام بدهد؟ من به بعضی از رفقایی که با آنها بیشتر در ارتباط هستم به خاطر بعضی مسائل، عرض میکنم که هر چه شما بیشتر به من نزدیک شوید باید احساس کنید که مسئولیت و خطر شما بیشتر است، حالا میخواهید بفرمایید. چون من آدمی نیستم که مسامحه کنم. من آدمی نیستم که بگذرم. من آدمی نیستم ...، از اوّل دارم میگویم هر کسی میخواهد بسم اللَه. هر کسی میخواهد بسم اللَه. وقتی انسان نزدیکتر باشد به یک نفر، بیشتر باید مراعات کند یا این که نه! حالا که نزدیک هستیم از مصّونیت قانونی برخوردار هستیم. خب این غلط است، این که غلط است. هم در اینجا اماته حق شده است که فی حدّ نفسه غلط است و هم در این جا، خب این مسئله به حساب شخص دیگر تمام میشود.

