اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

علت ثبوت احكام الهی و مبانی اخلاقی در شرایط مختلف زمانی و مكانی

14411

علت ثبوت احكام الهی و مبانی اخلاقی در شرایط مختلف زمانی و مكانی

35
  •  این که ما یک کسی را بخواهیم معرّفی کنیم و مطلب به شکل دیگری بخواهد دربیاید. لذا بهتر این است که این سؤالها بشود البته با توجّه به آن چه را که در اختیار رفقا قرار داده شده است من گمان می‌کنم که تا حدود زیادی از پرسش، دیگر رفقا بی نیاز شدند.

  •  سؤال: آیا تمام اتّفاقاتی که در طول زندگی رخ میدهد از جانب خدا و امتحان الهی است؟ جواب: انسان باید مطالبی که در زندگی برای او پیش می‌آید [باید] به نحو صحیح با او برخورد کند. شما اصلًا چکار دارید که بدانید این الهی است یا مادّی است یا به خود شما برمی‌گردد؟ شما نگاه کنید کار خودتان را تصحیح کنید، رفتار خودتان را تصحیح کنید و بعد مسائلی که برای انسان پیش می‌آید اینها امتحاناتی است که انسان بایستی از این امتحانات بگذرد. خب همیشه که بر سر سفره برنج زعفرانی و حلوا که نمی‌تواند بنشیند یک مسائل دیگری هم می‌خواهد تا این که بتواند انسان از خیلی از تعلّقات دست بردارد و رد شدن از تعلّقات با خوشی زیاد حاصل نمی‌شود.

  •  سؤال: وقتی امتحانی پیش می‌آید انسان نظر یا عملی انجام می‌دهد که بعد از آن می‌فهمد اشتباه کرده یا گناه کرده و توبه می‌کند چگونه باید متوجّه شود که توبه او قبول شده است؟

  •  جواب: همین که بگوید استغفراللَه [و] اظهار ندامت می‌کند توبه او قبول است چیز خاصّی نمی‌خواهد.

  •  سؤال: وقتی که همه مسائل و همه چیز از جانب خدا است جبرو اختیار چگونه است؟ لطفاً توضیح بفرمایید.

  •  جواب: مسئله جبر و اختیار مسئله‌مهمّی است که به این دو تا برنمی‌گردد. همین که شما احساس توبه می‌کنید و احساس اشتباه می‌کنید پس این را از خودتان می‌دانید. چون اگر بنده از کسی دیگر بدانم خب نسبت به این هم احساسی ندارم. من فرض کنید که در این جا نشستم می‌بینم یک شخصی می‌آید فرض کنید که چاقویی به دست من میزند، من می‌روم دنبالش و پانسمان می‌کنم به درمان می‌پردازم امّا دیگر خودم را ملامت نمی‌کنم ولی اگر نه! آمدم به جای این که میخی یا پیچی را به جای این که با پیچ گوشتی باز کنم با چاقو باز می‌کنم یکدفعه پیچ درمی‌رود و می‌رود در دستم! این جا جای ملامت است. با چاقو که پیچ را باز نمی‌کنند، پیچ گوشتی دارد باید با پیچ گوشتی باز کرد. و با ابزار خودش باز کرد. این را من از خودم می‌بینم، آن را از خودم نمی‌بینم. نسبت به او اظهار پشیمانی و ندامت و اینها نمی‌کنم نسبت به این می‌کنم. انسان در همه مسائل هم می‌تواند به همین مسئله توجّه کند.