علت ثبوت احكام الهی و مبانی اخلاقی در شرایط مختلف زمانی و مكانی
25غیرتی را که عرض میکنم چرا نباید در این جا به کار ببرد؟ اینجا به کار نمیبرد آن وقت مکه میرود غیرتش را به کار میگیرد که بپوشان. خب بی غیرت! هزار نفر دارند به زن تو نگاه میکنند، دارند با زن تو صحبت میکنند یعنی چه؟ پس این غیرت مال کجاست؟
آن حضرت زینبی که در مجلس ابن زیاد و یزید همه او را دیدند، در طول سفر کربلا چادرش را مردها ندیدند، جوانان حرم میآمدند دور آن کجاوهی حضرت زینب را میگرفتند، حضرت ابالفضل، برادرها و حضرت علی اکبر و این جوانهایی که بودند قبل از شهادت و حضرت زینب وقتی سوار میشدند بعد خودشان سوار اسبهای خودشان میشدند این طوری بودند. کی صحبت حضرت زینب را در مدینه مردی شنید؟ کی شنید؟ کجا ما داریم میرویم؟ به چه راهی داریم میرویم؟ این ره که ما داریم میرویم به ترکستان است. نتیجه آن هم این چیزهایی است که ما داریم مشاهده میکنیم. تا حدودی را هم ما اطّلاع داریم، اطّلاع داریم. کجا یک همچنین مسئلهای بوده است؟!!
آن وقت همین افراد میآیند میگویند که خب آقا ما کار داریم، آقا ما درس داریم. آقا ما شب دیر میآییم خانه. خب نیم ساعت زودتر بیا خانه. نیم ساعت زودتر بیا. تو نباید این قدر برای زنت ارزش قائل باشی؟ برای کارهایش، برای لوازمش، برای ضروریات او ارزش قائل شوی؟!! یا این که نه! سست میگیریم، ترتیب اثر نمیدهیم. مسئله را سست میگیریم. خب تکلیف چیست؟ شیطان هم ایستاده شیطان هم ایستاده. فبعزّتک، قسم خورده به عزّت خدا، نگفته که من اینها را منحرف میکنم. قسم جلاله خورده و این را به شما بگویم از همه افراد از من و شما گرفته تا بقیه آن کسی که به قسمس پایبندتر است، همین حضرت شیطان است. از همه ما پایبندتر است. ایستاده روی قسمش تکان هم نمیخورد!: قالَ فَبِعِزَّتِك لَأُغْوِينَّهُمْ أَجْمَعِينَ ص، ٨٢ قسم به عزّت تو سراغ تک تک اینها میروم از کوچک تا بزرگ تا پیغمبرش گرفته میروم. سراغ حضرت یوسف هم رفت ولی موفق نشد لولا أن رءَا برهان ربّه، ولی موفّق نشد.

