علت ثبوت احكام الهی و مبانی اخلاقی در شرایط مختلف زمانی و مكانی
21نباشد! این حج فایده ندارد. این حج فایده ندارد یعنی طواف که انجام میدهد چیزی به او نمیدهند. سعی که انجام میدهد چیزی به او نمیدهند. نمیدهند، نمیدهند، چرا نمیدهند؟ چون خدا گفته که این جا که میآیی. باید تنها بیایی، تنها باید بیایی. به توچه که آن مرد دارد نگاه میکند؟ به تو چه ربطی دارد؟ آن بنده من است الآن دارد کار غلط میکند، کار اشتباه میکند تو چرا باید ذهن خودت را متوجّه آن بکنی؟ تو ذهنت را باید متوجّه من کنی آن نگاه میکند، میکند. نمیکند، نمیکند. به شوهر میگویند تو به چه حقّی زن خودت را میگویی که صورتش را کسی نبیند برای چه؟ اگر غیرت داری برو غیرت خود را جاهای دیگر مصرف کن که نمیکنی! حالا این جا غیرتت گرفته است؟ باید زن صورت خود را باز کند. اینها چیست؟ اینها خب همه روی حساب و کتاب است دیگر.
آن زنی که در زمان جاهلی میآید و به دور کعبه عریان میگردد آن میخواهد از این، این که بنده عرض میکنم از پیش خودم نمیگویم نمیخواهم تأویل و توجیه کنم، افکار اینها این طور بوده. در آیات قرآن هم داریم وَ ما كانَ صَلاتُهُمْ عِنْدَ الْبَيتِ إِلَّا مُكاءً وَ تَصْدِيةً الأنفال، ٣٥ عریان، نمازشان عریان دور کعبه گشتن بود ولی فلسفه او همین بود که میگفتند که ما باید از همه تعینّات بیرون بیاییم، از همه تعلّقات بیرون بیاییم و چیزی نداشته باشیم، حجابی بین خود و بین خدا نباید قرار بدهیم. تفکر، تفکر صحیح است ولی مصداق غلط است. مصداق غلط است. خدا هم اندازه دارد حساب دارد تکلیفش حساب دارد. به زن که گفته که چهرهات را باید باز کنی نگفته که تا پایت هر چه هست دربیاوری خب میتوانست بگوید، حساب دارد. فقط صورت و نه جای دیگر، هر چیز در جای خودش و هر تکلیف باید در جای خودش قرار بگیرد.

