علت ثبوت احكام الهی و مبانی اخلاقی در شرایط مختلف زمانی و مكانی
علت ثبوت احكام الهی و مبانی اخلاقی در شرایط مختلف زمانی و مكانی
26پس بنابراین هر شخص که بیشتر خود را به خدا و مسیر و سلوک و اولیای الهی نزدیکتر احساس میکند چکار میکند؟ خب رضایت او را به دست میآورد. قضیه قضیه آن مادر و آن زن حقه باز [است] که در زمان امیرالمؤمنین آمدند [و] هر دو ادّعای مادری کردند. حضرت فرمودند کاری ندارد من [حق شما را] میدهم، شما دو تا مادر هستید، خیلی خب سهم هر کدام را میدهم. شمشیر درآوردند، من این بچّه را نصف میکنم دیگر، این جا باید نصف کرد دیگر، مثل وقتی که دو نفر نسبت به یک زمین ادّعا کنند خب قاعده چیست؟ نصف میکنند، آقا این مال تو و این هم مال تو.
حضرت فرمودند: نصف میکنم، نصف را تو ببر منزل، نصف را هم تو ببر. تا شمشیر را کشیدند آن که مادر نبود ایستاد بیر بیر مثل دیوار نگاه کرد! مگر تو مادرش نیستی؟ پس چرا طوریت نشد؟ آن یکی گفت نخواستم، یا علی همه را بده به او، گفت بردار ببر. این عشق این است. این نزدیکی این است. میگوید نباشد. چرا؟ چرا این است؟ تا حالا به آن فکر کردید؟ چرا آن مادر در این جا با نامادری تمیز و تشخیص داده میشود؟ چرا؟ چون آن بچّه را جزئی از خودش میبیند. احساس میکند. شمشیری را که الآن علی میخواهد بر سر بچّه بیاورد آن شمشیر را بر سر خودش دارد احساس میکند. دیگری نه! او میگوید نه! این آدمیاست که کنار است و بگذار بزند بگذار بزند، هزار نفر هم بمیرند برای او مسئله نیست. لذا یکدفعه میترسد ا! الآن علی به سر من دارد شمشیر میزند، این بچّه مثل من است، این حالت را باید ما داشته باشیم. این مسئله که جای بسیار دقّت دارد.
سؤال: سالک در قبال مهمانیهای شهرستانی که مکرّر به خانه او میآیند و اهل رعایت نیستند و زن و مرد مختلط هستند چه وظیفهای دارد؟ آیا میتواند از پذیرفتن آنها سرباز زند؟

