أهمیت فهم و تطبیق مبانی كلی سیروسلوك بر مسائل جزئی زندگی
47بیمارستان آن آنوریسم قلبی عارض ایشان شده بود و اطبّا نتوانستند تشخیص بدهند و هر کسی یک چیزی میگفت و بالاخره گفتند یک آنژیم صدری است یعنی درد سینه حالا این درد سینه هزار و یک علّت دارد و تشخیص ندادند، ایشان یک روز بنده که بودم در همانجا، در همان بیمارستان، ایشان به بنده فرمودند که من پارگی آئورت پیدا کردم ولی اینها متوجّه نمیشوند، خب این معلوم میشود که ولی خدا میداند، ولی خدا میداند ولی همراه با این ظاهر حرکت میکند و اگرهم فرض کنید که یک دارویی بدهند برخلاف، آن دارو را هم میخورد. بالاخره مریض است و مریض هم که باید از پزشک اطاعت کند خب طبعاً آن دارو را هم میخورد و فلان اسکن را هم انجام میدهد، سونوگرافی را هم میکند، آن رادیوگرافی را هم انجام میدهد، ام آر آی را هم میکند و آخرش هم میگوید که مسئله این طور نیست و مطلب چیز دیگری است، این ها مراتب ادبی است که اولیاء دارند نسبت به مقام ائمّه علیهمالسّلام تا این که یک وقتی مردم تصّور نکنند که اینها هم پایه آنها هستند و آن حرمت و حریم آنها در اینجا مخدوش بشود.
سوال: با کمال پوزش آیا نامههای دفعه قبل را جواب نمیدهید؟
استاد: بنده خیلی عذر میخواهم از این که نامههای گذشته را گم کردم و این گم کردن هم در اختیار بنده نبوده، ظاهراً در تمیزکردن و جا به جا کردن، این کاغذها گم شده حالا اگر نامهها به اصطلاح سؤالاتی بوده، خب این سؤالات را [بیان] بکنند [تا] در جلسات دیگر انشاءاللَه عرضکنم خدمتتان.
دیگر خیال میکنم که فرصت گذشته و الآن حدود دو ساعت است که در خدمت دوستان هستیم و انشاءاللَه این دفعه اینها را گم نمیکنیم، در یک جایی میگذاریم که محفوظ باشد تا این که در فرصت دیگر اگر خداوند توفیق داد خدمت دوستان باشیم و امیدواریم که این وعدههای ما که وعده به دیدارهای مجدّد میدهیم، این فاصلهاش کمتر بشود و همّت رفقا و دوستان ما را به جلو براند، اگر هم تنبلی میکنیم نسبت به ادای تکلیف، آن همّت و نفس گرم آنها ما را به جلو براند.

