أهمیت فهم و تطبیق مبانی كلی سیروسلوك بر مسائل جزئی زندگی
37مقدار این است که بین خود و بین خدا، بین خود و بین خدا باید این مسئله مورد نظر قرار بگیرد که واقعاً از این رفتن، تحصیل رضای الهی میشود یا نه؟! اگر به جای پدر و مادر فرض بکنید که یک مبلغ پول از یک شخصی طلبکار بودی، نمیرفتی؟ یا این که اگر زنی به شوهر بگوید برای چه میروی به دیدن مادرت؟ اگر مادر خودش هم بود همین حرف را میزد؟ توجّه کردید؟ و همین طور ... اینها چیزهایی است که انسان باید در نظر بگیرد.
ملاک و معیار کلّی این است که انسان فقط خدا را در اینجا مدّ نظر قرار بدهد، خدا به او چه دستوری میدهد؟ این است مسئله. خدا به او چه میگوید؟ در زمان مرحوم آقا، خب سالها بود که ایشان در مشهد بودند و ما در قم سکونت داشتیم، ایشان به من فرموده بودند که هر وقت مجال داشتی و کار نداشتی آن موقع بیا، خودت را به زحمت و دردسر نیانداز، من یک وقتی تقریباً بیش از دو ماه شد رفتنم به مشهد. دو ماه و نیم و اینها گذشت و وقتی که برخورد کردم با ایشان آن حالتی را که من احساس کردم مرا شرمنده کرد که چرا زودتر نیامدم؟ التفات کردید؟ آن جا احساس کردم که من میتوانستم زودتر بیایم، خودم را به تنبلی زدم، خودم را به تنبلی زدم، ما میتوانیم، کلاه خودمان را قاضی کنیم و بدانیم که در موقعیتّی هستیم که این عمل را انجام بدهیم خب گرچه مشکل باشد، سخت باشد. مگر همه کارها باید آسان باشد، تخت روان باید بیاورند؟! یا این که نه خلاصه از ما آن تکلیف ساقط است. هر کسی میتواند موقعیت خودش را تشخیص بدهد.
سؤال: با نامحرم نشستن در یک اتاق در صورتی که حجاب کامل داشته باشیم آیا اشکال دارد یا نه؟
استاد: البتّه اتاق نباید درش بسته باشد، باید درش باز باشد و اگر درش باز باشد و بتوانند افراد بیایند و بروند اشکالی ندارد یکی این جا بنشیند و یکی جای دیگر ولی نزدیک نباید باشند.

