أهمیت رعایت اعتدال نسبت به امور ظاهری و معنوی
أهمیت رعایت اعتدال نسبت به امور ظاهری و معنوی
7خب انسان باید جای عمود خیمه را مشخّص کند، سفت کند، محکم کند، کاملًا که استوار کند بعد بیاید پرده بیاندازد رویش، این خیمه را بایستی که برقرار کند آن عمود خیمه سلوک چه برای زن، چه برای مرد، آن عمود خیمهای که زن و مرد میخواهد خود را در آن خیمه قرار بدهد جایگزینی این دو مسئله است، این تمام این دستورات، برنامهها حرکتها، مبانی و مسائلی که در این زمینه مطرح شده است همه بر این اساس است به قول مرحوم آقا سؤال کردند از ایشان که آقا سلوک یعنی چه؟ ایشان فرمودند: دَع نفسک و تعال، نفست را واگذار آن گاه بیا، یعنی همین این قضیه، انسان او را بیاورد در خود بنشاند در خود جای بدهد بعد خودش را بگذارد کنار، دیگر وقتی که او آمد انسان میرود کنار، دیگر انسان میرود کنار و نگاه کند و ببیند که او چه میخواهد آن ابتدا مشکل است، سخت است، انسان گیر دارد، انسان تعلّق دارد، انسان مسائلی دارد، این تعلّقات را خب کم کم گاهی انسان باید شل کند، این ارتباطات باید شل بشود، این تعلّقات باید شل بشود. خیلی از آن چه را که تا به حال بر او حرکت میکرده باید دست بردارد میگویند آقا با این این جوری نباید صحبت بکنی، اصلًا یک عمری این جوری حرف میزده برو، بیا، این را بکن، این را نکن، آدم این جوری نیست شما چه امری دارید؟ شما چه میخواهید؟ انجام بدهم؟ ندهم؟
یا مثلًا فرض بکنید همین طوری در را باز میکند میرود بیرون هر کسی را بخواهد بیاورد میگویند نه آقا باید نگاه کنی ببینی شوهرت چه میخواهد، اجازه از شوهر باید بگیری در این زمینه، اگر بدانی شوهرت ناراضی است که با یک جایی ارتباط داشته باشی شما باید قطع کنی، اگر بدانی که دیگر نباید تلفن بزنی نباید بزنی، خب اینها مطالبی است که یک عمری در جاهای دیگر جور دیگری ممکن است یاد گرفته باشد، درست؟! در آن خصوصیاتی که زندگی در آن خصوصّیات بار شده، اوقات به چه باید بگذرد؟ به چه مسائلی باید بگذرد؟ خب مردم در همین مسائلی که مشاهده میکنید وقتشان را میگذرانند، حالا میگویند باید نه کارت فرق کند، حساب داشته باشد، دست بردارد، آن چیزی که موجب میشود تخیلت را زیاد کنی، این فیلمها اینها چیزهایی است که تخیل انسان را بیشتر میکند، البتّه بعضیهایش خب واقعاً مفید است و آموزنده است و در آن شکی نیست ولی خیلی از اینها فقط صرف کارهای حکایتی است که مینشینند و درست میکنند و بعد هم چند نفر میآیند و بر آن اساس نقش را بازی میکنند، اینها چیست؟ اینها تخّیل را زیاد میکند، فکر را زیاد میکند و انسان را از خود تهی میکند، جزئیات را جایگزین کلیات میکند، آن کلّیاتی که برای امور انسان است آن کلیات را سلب میکند و اوهام و تصوّرات و تخیلات را میآورد و نمیداند که این تأثیرهایی که پیدا شده درنفس و کم کم کم کم که خود او هم به بعضی از مسائل تمایل پیدا کرده است از کجا نشأت گرفته، از آن جا نشأت میگیرد، چون هر چیزی اثر میگذارد، هر چیزی اثر خودش را میگذارد، الفاظ اثرگذار هستند، نقشها اثرگذار هستند، حرکتها اثرگذار هستند همه اینها اثر میگذارند، در تکوین اثر میگذارند، در تشریع اثر میگذارند.

