أهمیت رعایت اعتدال نسبت به امور ظاهری و معنوی
9میخواهد انجام بدهد به عنوان عمود خیمه که این خیمه را رویش بار کند، وقتی که میخواهند خیمه بار کنند اوّل که نمیآیند که به اصطلاح چادر بزنند، نه، اول میآیند یک عمودی نصب میکنند این عمود کجا باید باشد؟ جایش را محکم کنند جایش شل نباشد چی نباشد ما یک وقتی در منا بودیم در همان سفری که مشرف شدیم بنده در حدود هفده سالم بود که مشرّف شده بودیم با مرحوم آقا نمیدانم اینها چه جوری آمده بودند این خمیهها را نصب کنند کاروان خیلی بزرگی بودیم در حدود چهارصد نفر کاروان بود، یک روز نشسته بودیم در منا روز دوّم یا روز سوّم بود نشسته بودیم همین طور یکدفعه یک باد آمد، بادش هم خیلی شدید نبود یک بادی آمد و رفت، این باد آمد پیچید زیر این خیمهها این خیمهها را همه را کند، همه را از بیخ، یکدفعه ما دیدیم تمام این خیمهای که روی دویست نفر خانمها بودند، ولی آن که مال مردها بود نه، یکدفعه این کند برد بالا با خودش با همه آن چوبها رفت بالا حالا رفته بود، تشریف آوردند پایین یکی به سر آن، یکی به پایش، بساط چه بساطی خیلی عجیب بود، خب انسان باید جای عمود خیمه را مشخّص کند، سفت کند، محکم کند، کاملًا که استوار کند بعد بیاید پرده بیاندازد رویش، این خیمه را بایستی که برقرار کند آن عمود خیمه سلوک چه برای زن، چه برای مرد، آن عمود خیمهای که زن و مرد میخواهد خود را در آن خیمه قرار بدهد جایگزینی این دو مسئله است، این تمام این دستورات، برنامهها حرکتها، مبانی و مسائلی که در این زمینه مطرح شده است همه بر این اساس است به قول مرحوم آقا سؤال کردند از ایشان که آقا سلوک یعنی چه؟ ایشان فرمودند: دَع نفسک و تعال، نفست را واگذار آن گاه بیا، یعنی همین این قضیه، انسان او را بیاورد در خود بنشاند در خود جای بدهد بعد خودش را بگذارد کنار، دیگر وقتی که او آمد انسان میرود کنار، دیگر انسان میرود کنار و نگاه کند و ببیند که او چه میخواهد آن ابتدا مشکل است، سخت است، انسان گیر دارد، انسان تعلّق دارد، انسان مسائلی دارد، این تعلّقات را خب کم کم گاهی انسان باید شل کند، این ارتباطات باید شل بشود، این تعلّقات باید شل بشود. خیلی از آن چه را که تا به حال بر او حرکت میکرده باید دست بردارد میگویند آقا با این این جوری نباید صحبت بکنی، اصلًا یک عمری این جوری حرف میزده برو، بیا، این را بکن، این را نکن، آدم این جوری نیست شما چه امری دارید؟ شما چه میخواهید؟ انجام بدهم؟ ندهم؟ یا مثلًا فرض بکنید همین طوری در را باز میکند میرود بیرون هر کسی را بخواهد بیاورد میگویند نه آقا باید نگاه کنی ببینی شوهرت چه میخواهد، اجازه از شوهر باید بگیری در این زمینه، اگر بدانی شوهرت ناراضی است که با یک جایی ارتباط داشته باشی شما باید قطع کنی، اگر بدانی که دیگر نباید تلفن بزنی نباید بزنی، خب اینها مطالبی است که یک عمری در جاهای دیگر جور دیگری ممکن است یاد گرفته باشد، درست؟! در آن خصوصیاتی که زندگی در آن خصوصّیات بار شده، اوقات به چه

