أهمیت رعایت اعتدال نسبت به امور ظاهری و معنوی
45هیمن طور است وقتی که میخواهید حرکت کنید گرچه اینها همه بزرگانند و یک سر مویشان در عالم پیدا نمیشود ولی ما مقصدمان امام رضا است وقتی که صد آمد همه اعداد در مقابلش صفر هستند و هر شخصی چه بایزید باشد، چه شیخ ابوالحسن خرقانی باشد اعلی اللَه مقامها، چه مرحوم حاج هادی سبزواری چه شیخ فریدالدّین عطار، یا این که فرض کنید که فرزند امام صادق علیه السلام حضرت سید محمّد همه اینها هر چه دارند در این مسیر به خاطر برکت در طول مسیر قرار گرفتن امام رضا است، از آن جا دارد میآید، هر چه هست از آن جا دارد میآید، پس خود اینها صفر هستند و همه چیز امام رضا است، همه وجود امام رضا است، همه ولایت و همه ارزشها امام رضا است و همه توجّه باید به سمت او باشد، البتّه وقتی انسان زیارت میکند و برمیگردد، اشکال ندارد در موقع برگشت، نه در موقع رفت، اگر فرصت داشته باشد در نیشابور که آنجا برود میخواهد برود دلش میخواهد برود، دلش میخواهد نرود ... و اینها همه مربوط به رفت است.
سؤال: خداوند عزوجل در قرآن کریم در خیلی از سورهها به لفظ هو خود را نام برده و این معلوم است دارای اسراری است که من کجا فهم این مطلب را دارم؟! ولی سؤال حقیر این است که چرا به لفظ هو اشاره کرده است و واقعاً کیست و همیشه و همواره در ذهنم هست که او کیست که همان عبارت هو او باشد؟
جواب: خوب البته این مسئله مقام غیب الغیوب بودن است و مقام آن حقیقت بسیط بودن است که به واسطه بساطت و به واسطهصرافت نمیتواند مورد اشاره قرار بگیرد، شما وقتی به یک شیئی اشاره میکنید که متشخّص باشد، متعّین باشد، الآن این پارچ قابل اشاره است این لیوان این پارچ این فرش، ولی آن چیز مورد اشاره نیست، نمیتواند مورد اشاره قرار بگیرد، مثلًا من باب مثال میگویم گرچه این مثال از یک جهتی هم ضعف دارد، ولی برای نزدیکی ذهن شما، هوا را در اینجا به من نشان بدهید، بگویید این هوا است، کو هوا؟! در حالی که همه ما داریم این هوا را استنشاق میکنیم و داریم تنفس میکنیم حالا شما این را نشان میدهید این چیزی است که قابل مشاهده است ولی آن هوایی که من با انگشت اشاره بکنم که آن جا هوا است، پس من تا حالا نفس از کجا میکشیدم؟ یا این که بگویم این جا هوا است پس آنهایی که در آن جا هستند از کجا نفس میکشیدند؟ این قابل برای اشاره نیست، مقام هو هویت این مقام

