أهمیت رعایت اعتدال نسبت به امور ظاهری و معنوی
11باید بگذرد؟ به چه مسائلی باید بگذرد؟ خب مردم در همین مسائلی که مشاهده میکنید وقتشان را میگذرانند، حالا میگویند باید نه کارت فرق کند، حساب داشته باشد، دست بردارد، آن چیزی که موجب میشود تخیلت را زیاد کنی، این فیلمها اینها چیزهایی است که تخیل انسان را بیشتر میکند، البتّه بعضیهایش خب واقعاً مفید است و آموزنده است و در آن شکی نیست ولی خیلی از اینها فقط صرف کارهای حکایتی است که مینشینند و درست میکنند و بعد هم چند نفر میآیند و بر آن اساس نقش را بازی میکنند، اینها چیست؟ اینها تخّیل را زیاد میکند، فکر را زیاد میکند و انسان را از خود تهی میکند، جزئیات را جایگزین کلیات میکند، آن کلّیاتی که برای امور انسان است آن کلیات را سلب میکند و اوهام و تصوّرات و تخیلات را میآورد و نمیداند که این تأثیرهایی که پیدا شده درنفس و کم کم کم کم که خود او هم به بعضی از مسائل تمایل پیدا کرده است از کجا نشأت گرفته، از آن جا نشأت میگیرد، چون هر چیزی اثر میگذارد، هر چیزی اثر خودش را میگذارد، الفاظ اثرگذار هستند، نقشها اثرگذار هستند، حرکتها اثرگذار هستند همه اینها اثر میگذارند، در تکوین اثر میگذارند، در تشریع اثر میگذارند، من یک وقتی رفته بودم در یکی از شهرستانها، ایام محرم بود رفته بودم شهرستان، شهرستان خیلی بزرگی هم نبود یک روز بود رفته بودم و برگشته بودم در عزاداری محرم و اینها پرچمهای سیاهی گذاشتند، همراه با آنها قرمز هم گذاشتند، سبز هم گذاشتند مثلًا یا حسین قرمز برداشته نوشته یا ابالفضل پرچم سبز کرده، اصلًا حال و هوای محرم را نداشت، توجّه میکنید یک پرچم هم گذاشتن حال و هوا را عوض میکند، یعنی یا حسین در ایام محرم آن سیاه باید نوشته باشد تا اثر بگذارد، شما اگر فرض کنید که همین حسینیه را در این جا در ایام عزا بردارید سبز کنید، خب جشن میشود، میگویند عزاداری نیست، فرض کنید که زرد و قرمز و سبز و سیاه و اینها را قاطی کنید بگویید میخواهیم قشنگ بشود! خب قشنگ میشود ولی به درد محرّم نمیخورد، در ایام محرم باید آن حال و هوای عزا را انسان بیاورد در آن محیط تا با آمدن حال و هوا فرق میکند، این منبری که الآن در این جا هست این منبر مال محرّم نیست این مال قبل از محرم است، در محرم باید سیاه بشود، این قانون است، این تکوین است، این نظام است، نظام این اقتضا را میکند، من این مطلب را خدمت رفقا عرض کردم اتفّاقاً برای این ایام که رفقا این طرف و آن طرف برای تبلیغ میروند این قضیه لازم است که صحبتها چه طور حال و هوای مجلس را عوض کند، یک بنده خدایی بود خدا رحمتش کند مرحوم آقا شیخ علی اکبری بود در همین مسجد قائم در زمان مرحوم آقا میآمد و روضه میخواند ایام عاشورا میخواند، دستههای سینه زنی در مسجد قائم را در عاشورا و تاسوعا راه میانداخت نابینا بود، اصلًا مادرزاد اعمی بود، او خیلی زرنگ بود، خیلی تیزهوش بود، خیلی باکیاست بود، اشعاری که انتخاب میکرد بسیار اشعارش جالب بود، از

