أهمیت رعایت اعتدال نسبت به امور ظاهری و معنوی
57برداشت ما متفاوت است و تفاوت جوهری دارد، یعنی ایشان در یک مرتبهای فکر میکنند که اصلًا ما نمیفهمیم که حالا بخواهیم شادی کنیم عزاداری کنیم یا فرض کنید که چه کنیم، ایشان هم شادی نکردند کجا مرحوم آقا در روح مجرد آوردند؟ ایشان منبسط بودند، منبسط یعنی یک نوع بشاشت خاصی که حاکی از رضایت درون و آرامش درون باشد، دیدید بعضیها فرض کنید که یک بیماری دارند دکتر به آنها گفته که مریض هستی، وقتی که شما با ایشان ملاقات میکنید حوصله ندارند جواب بدهند، این را میگویند قبض یعنی منقبض، دیدید بعضیها که چکشان برگشته اصلًا حال جواب دادن ندارند این را میگویند منقبض دیدید بعضیها فرض کنید که مصیبتی به ایشان وارد شده همیشه حالت انقباض دارند. یعنی تو هم رفتن، اخم کردن درگیر خود بودن حال و هوای آدم را نداشتن، جواب ندادن ... این را میگویند انقباض، انبساط نه آدم میرود سلام و علیک پیاده شوید برویم چایی درست کنیم و انبساط است لازم نیست اصلًا خنده باشد، قهقهه باشد، ممکن است انسان چایی هم بخورد منبسط باشد، انبساط یعنی حالت بشاشت درون، آن دیدگاهی که مرحوم آقای حدّاد نسبت به جریان عاشورا داشتند، آن دیدگاه دیدگاه مراتب فیض پروردگار و بروز اسماءکلیه جمالیه پروردگار در نفس حضرت سیدالشّهدا به تمام معنی کلمه و استیعاب تمام عالم وجود در تحت ولایت و نفس او بوده به واسطه این قضیه که در کربلا پیش آمده، آقای حدّاد دارد نگاه میکند این مرارتها، این مصیبتها، این بلایا، این جنایتها این فاجعههایی که نظیرش اتفّاق نیفتاده اینها برای سیدالشّهدا چه کرد و او را به کجا رساند؟ به مقام شفاعت کبری رساند به مقامی رساند که اوّلین از خلقت خدا تا آخرین از خلقت خدا که در ابدیت است همه سر سفره و ریزه خوار سفره امام حسین هستند، آدم سر سفره است، ابراهیم سر سفره، موسی سرسفره است و اولیاء، عرفا، بزرگان، ملائکه، جن و انس هر خلقتی که خدا کرده و خواهد کرد در بی نهایت ازلی و در بی نهایت ابدی و سرمدی در سر سفره امام حسین هستند این را اگر کسی درک بکند، اگر کسی بفهمد، چه حالی پیدا میکند؟ چه حالی پیدا میکند؟ دیگر میتواند در پوستش بگنجد میتواند؟ دیگر میتواند اصلًاروی پای خودش قرار داشته باشد؟ یک مثالی من برای شما میزنم گاهی اوقات در انسان یک حالات شعفی پیدا میشود، آدم اصلًا در آن حال شعف کاری انجام میدهد که

