أهمیت رعایت اعتدال نسبت به امور ظاهری و معنوی
19همه را به صدا در بیاورد، آن فقط میتواند، چرا؟ چون کلامش معصوم است خیلی دلیلش واضح است، چون کلامش کلام معصوم است، وقتی کلام معصوم بود دیگر انسان از کلام معصوم نباید تجاوز کند، لذا مرحوم آقا وقتی از ایشان سؤال کردند فرمودند: بهترین کتاب لمعات الحسین است شوخی هم نکردند، نخواستند هم اظهار شکسته نفسی بکنند، چون شکسته نفسی در کارش نبود چرا میفرمود بهترین کتاب من لمعات الحسین است؟ به خاطر همین که عرض کردم، چون خود را نمیدید، لمعات الحسین یک کتاب نازک و کوچک است، ایشان تعداد بسیار زیادی کتاب دارد بخواهیم روی هم بگذاریم، به یک مترو نیم، دو متر هم میرسد، حالا آنهایی که قرار است چاپ بشود به سه متر هم میرسد، ولی میگویند این کتاب از همه آنها بالاتر است و بر همه آنها ترجیح دارد در حالتی که نوشته خودشان نیست، نوشته امام حسین است، فقط ایشان ترجمه کردند، علّتش همین است که فقط امام حسین را میدید و خود نمیدید، میدید این مال امام است، این کتابها همه مال خودش است گرچه این هم منتسب به آن است، با بقیه تفاوت میکند ولی این واقعیت حلّ شدن، فنا شدن، منمحی شدن در وجود سیدالشهّدا برای ایشان تحقّق پیدا کرده بود، برای ما نه، ما علاقه داریم، محبّت داریم، این به جای خود محفوظ، خب علاقه مراتبی دارد ولی خیلی مانده این جور بشویم، این جور شدن خیلی کار میخواهد، این قضیه برای ایشان انجام شده، لذا میفرمایند که بهترین کتاب برای من کتاب لمعات الحسین است. درست؟! خب باید به این سمت حرکت کرد تا این که انسان برسد، آن عمود خیمه همین است که انسان بیاید کم کم خود را تغییر بدهد، کم کم خود را عوض کند تا این که جایگزین بشود، در این جا آن حالت اعتدال باید محفوظ باشد، آن حالت اعتدالی که در آن اعتدال انسان میتواند عبادت کند در حال امنیت میتواند راه خودش برود در حال آسایش میتواند به امور به خود بپردازد و حرکت کند در حال راحتی، لذا بسیاری از اعتراضها، بسیاری از ناملایمات، بسیاری از ناخوشایندیها، بسیاری از ضیقها، همهاش مال همین است یعنی انسان در یک حال انتقال است، در این حال انتقال، باید مسائلی را انجام بدهد با آن چه را که با خواست نفس اوست با آن جور در نمیآید، میگوید ای آقا چه کنیم چه بر سر ما آمده؟ این با من این جور میکند آن با من آن جور میکند! نه هیچ چیز نیست داری از یک حالت منتقل میشوی به حالت دیگر، نه همهاش در اینجا ممکن است کسان دیگر هم مقصّر باشند، ولی نه اکثر مسئله مربوط به حال خود انسان است از یک مرتبه میخواهد منتقل بشود نباید انجام بدهی، نفس عادت کرده و میگوید آی قلبم گرفت نه بابا هیچ طوری نیست، خیلی راحت باش آی قلبم گرفت و آی چی چی و آی فلان یک وقت ما جایی بودیم با بعضی از دوستان میخواستیم جایی برویم برای ناهار بیرون شهر در یکی از کشورها بود همراه ما بعضی از خانمها هم بودند، آن افراد قوم و خویش بودند، آنها افراد بی حجاب

