
استجابت دعا به واسطۀ طلب حقیقی و اتّکای به خدا
خطبۀ اوّل عید سعید فطر. خطبۀ دوّم عید سعید فطر. چند حکایت پر معنا از ملاّ نصرالدّین. حکایت ملاّ نصرالدّین در استجابت دعای عامّۀ مردم. حکایت دعای باران و نماز استسقاء آیة اللَه خوانساری و مردم قم. نماز استسقاء رسول خدا. استجابت دعای عامّۀمردم بهواسطه نفس درخواست حقیقی و اتّکای به خدا. اشتباه سیّد جمالالدّین اسدآبادی در اتّکای به خود در قبال اتّکای به خدا. نظریّۀ سخیف مرحوم اسدآبادی دربارۀ جایگاه تعقّل در اسلام. نقد افکار مبنی بر تجدّد دینی.
استجابت دعا به واسطۀ طلب حقیقی و اتّکای به خدا
توضیحات:
خطبۀ اوّل عید سعید فطر. خطبۀ دوّم عید سعید فطر. چند حکایت پر معنا از ملاّ نصرالدّین. حکایت ملاّ نصرالدّین در استجابت دعای عامّۀ مردم. حکایت دعای باران و نماز استسقاء آیة اللَه خوانساری و مردم قم. نماز استسقاء رسول خدا. استجابت دعای عامّۀمردم بهواسطه نفس درخواست حقیقی و اتّکای به خدا. اشتباه سیّد جمالالدّین اسدآبادی در اتّکای به خود در قبال اتّکای به خدا. نظریّۀ سخیف مرحوم اسدآبادی دربارۀ جایگاه تعقّل در اسلام. نقد افکار مبنی بر تجدّد دینی.
استجابت دعا به واسطۀ طلب حقیقی و اتّکای به خدا
7بهطور مجموع، من از حرفهایی که زده است و مجالستهایی که داشته است و... فکر میکنم که یک مرد نابغۀ نمرۀ یک عالم بوده است که از نقطهنظر فکر و هوش و... بینظیر بوده است؛ ولی شخصی متّکی به خود بوده است، نه متّکی به خدا، و این مسئلهای است!
ایشان خدمت مرحوم آخوند رفته بود، امّا از آخوند استفاده نکرده بود؛ لذا نفسیّت خود را تقویت کرده بود، همینطور که بعضی از بزرگان فرمودهاند:
اگر تخم مرغ را زیر مرغ نگذارند، انسان این تخم مرغ را میشکند و میخورد؛ و اگر زیر مرغ بگذارند باید اینقدر بگذارند تا این تخم مرغ، جوجه بشود و یک جوجۀ کاکلی بیرون بیاید؛ و الاّ اگر ده، پانزده روز زیر مرغ بگذارند و بعد آن را بردارند، این تخم مرغ میگندد و فاسد میشود، نه جوجه است و نه تخم مرغ، بلکه این فاسد است!
مرحوم سیّد جمالالدّین اسدآبادی از مجموع حرفهایش بهدست میآید که متّکی به نفس بوده است؛ مثلاً بعضی از بزرگان دربارۀ او گفتهاند: «در حکمت و در علم خیلی قوی بود، ولی تردستیاش بر علمش غلبه داشت.» این یک نکتهای است! ناصرالدّین شاه از او پرسید: «از من چه میخواهی؟» گفت: «دو گوش شنوا!»1 او میخواست بین تمام مسلمین اتّحاد برقرار کند، امّا خودش رئیس اتّحادیه باشد؛ صحبت در این است! لذا ناصرالدّین شاه با وضع عجیبی بیرونش کرد،2 و سلطان عبدالحمید عثمانی او را دعوت کرد و او قهر کرد. خلاصه مرض سرطان حنجره گرفت و به زندگانی فلاکتباری در همان استانبول جان داد و مُرد.3
نظریّۀ سخیف مرحوم اسدآبادی دربارۀ جایگاه تعقّل در اسلام
خلاصه او هرجا رفت، تحقیر شد و شکست خورد،4 و علّت شکست او حرفهای عجیبش بود؛ مثل حرف او در قضیّۀ رِنان که داستانش خیلی مفصّل است:
رنان از فلاسفۀ فرانسه بود که به بیتالمقدس آمد و آنجا ماند و مذهب نصاریٰ را برداشت و گفت: «حضرت عیسی هم یک مرد عادی بوده است!» و انکار نبوّت کرد و... و بعد انقلاب فرانسه شروع شد5 و رنان مقالهای در روزنامه چاپ کرد که نتیجۀ خطابهای بود که در دانشگاه سوربُن خوانده بود راجع به اینکه اسلام بالذّات با عِلم مخالف است، و دو دلیل هم آورده بود:
- مطلع انوار، ج ٣، ص ٢٦٨.
- همان، ص ٢٧٦.
- نور ملکوت قرآن، ج ٣، ص ١٦٢، به نقل از شرح حال و آثار سیّد جمالالدّین اسدآبادی.
- رجوع شود به سیّد جمالالدّین حسینی پایهگذار نهضتهای اسلامی؛ نقش سیّد جمالالدّین در بیداری مشرقزمین؛ سواد و بیاض (مجموعه مقالات)، ج ٢، ص ٢٢٦ ـ ٢٣٢.
- رجوع شود به نور ملکوت قرآن، ج ٣، ص ٣٠، به نقل از کلّیات تاریخ تمدّن جدید.
