جایگاه زن در نظام عالم هستی
19هی ما کج کردیم و او راست کرد گفتیم حالا که که ایشان از طرف خدا وظیفه دارد و مسئولیت دارد کمر ما را راست کند خب بی کار نگذاریمش، حالا وقتی تشهدش تمام شده میگوید آقا این چه نمازی است که میخوانی؟ گفتم من چه نمازی میخوانم یا تو چه نمازی میخوانی؟ گفتم تو این جا کمر ما را راست میکردی یا تشهد داشتی میخواندی؟ گفتم تو خجالت نمیکشی؟ آن موقع ما هنوز ریش به صورتمان درنیامده بود گفت جوجه تو داری به من اعتراض میکنی؟ تازه داشت اعتراض میکرد که تو داری به من حکم شرع یاد میدهی با این ریش سفیدم؟ گفتم علیکلحال دیگر تجدید نظر کن.
ببین یک آدمی که شصت و پنج سال از سنش گذشته نماز چه طوری میخواند خب این هم یک نماز است این هم یک روزه است و این هم یک طرز تفکر است مهم نماز نیست که این دارد میخواند، مهم آن تفکری است که دارد این فرد آن تفکر را به مردم و جامعه القا میکند، آن تفکر تفکر خطرناک است حالا نماز خودش را هرچی میخواند خودش میداند با خدای خودش.
آن نمازی که مرحوم آقا میگفتند که آقای حداد شروع که میکرد به نماز اللَه اکبر دیگر ما چشم ایشان را نمیدیدیدم در چه حالی است و متوجه نمیشدیم که الان این چشم دارد به دیوار نگاه میکند دارد به مُهر نگاه میکند به کجا دارد نگاه میکند، این نماز با آن نماز هردو یکی است؟ هردو در یک سطح قرار دارد و در یک میزان این دو نماز را بالا میبرند؟ ملائکه این دو را به یک مرتبه میرسانند؟ این نماز نمازی است که به عرش میرسد این نماز نمازی است که از همین کمر ما تجاوز نمیکند از همین فرشی که انداختند از این فرش تجاوز نمیکند شصتوپنج سال گذشت ولی شصتوپنج سال در چی گذشت؟ در حرکت گذشت یا در سکون؟ در رشد گذشت یا در وقوف؟ در چی گذشت؟ بالاخره قضیه چیست؟

