کیفیت هدایت خداوند متعال نسبت به انسان
9بزرگ کند و بگوید این شخص اصلًا انحراف دارد این شخص جزو ولایت نیست این شخص شیعه نیست برفرض هم اگر حرف شما درست باشد و بیاید و در مقابل بایستد و جلوگیری کند. خب شما که در هر مطلبتان ده تا از این مطالب نقل میکنید، چند تا از این اشعار نقل میکنید، اصلا آن گرمای صبحت شما به خواندن ایناشعار است و اگر این اشعار و مطالبی که از این ها به دست آوردید نباشد کسی تره [هم] برای حرفهای شما خورد نمیکند، صحیح است انسان بلند شود بیاید این قسم قضاوت کند؟ و این قسم نظر بدهد؟ این نحوه برخورد کند؟
اینها چیست؟ اینها همه مال انانیت است اینها همه مال ندیدن است. انسان نمیتواندبزرگی را ببیند انسان نمیتواند شخص بزرگی را ببیند نمیتواند فردی که خداوند به او توفیقاتی داده بیاید چیز کند، هزار تا مسائل بدتر از او، اگر دیگری انجام بدهداما چون خودی است این انسان لب را فرو میبندد و مطلبی به زبان نمیآورد! پس حق و باطل بر اساس خودی و غیر خودی باید بگردد؟ میزان برای صحت و سقم، خودی و غیر خودی بودن است! نه! اینها مال این دنیا است مال آن دنیا خودی و غیر خودی برنمیدارد. امیرالمؤمنین میآید میایستد و مو را از ماست بیرون میکشد تمام اعمال را به حساب میآورد، نه نگاه به عمامه و عبا و ردای من میکند و نه نگاه به صورت و چهره نامناسب افراد عادی میکند، آن نگاه به دل میکند نگاه به باطن میکند نگاه میکند که این راه و روشی که شخص در این دنیا در پیش گرفته تا چه قدر با دلش هماهنگ بوده؟ تا چه میزان با نیت او تطبیق داشته؟ تا چه میزان با مدعای او انطباق داشته؟ تا چه میزان با آن چه را که میگفت خود را وفق میداد؟ آن جا حضرت به او نگاه میکند آن وقت یک مرتبه میبینی صفها عوض شد انتخابها وتقسیمها تغییر پیدا کرد ما خیال میکردیم این آقا در دنیا در صد ربهشت است یکدفعه میبینیم آن دنیا در قعر جهنم است! ببینید از کجا به کجا رفت قضیه؟ از کجا به کجا رفت؟ در این دنیا تصور بر این بوده است که اگر قرار باشد شخصی جلیسی برای امام علیه السلام بداند و تصور کند فلان آقا خواهد بو د دیگر جلیس در بهشت فلان، او دیگر مصاحب است یکدفعه میبیند او را جلیسه قرار دادند نه آن طبقه اول جهنم آن که برای ا فرادی است که باید یکخوره کتک بخورند بعد دربیایند. نه! میرود آن طبقات قعر که در نمیآید! هروقت آن موالیان درآمدند این هم درمیآید! این طوری است مسئله. آن جا شوخی نیست حساب و کتاب دارد بی حساب نیست.

