مکتب عرفان مکتب حرّیت، منطق و حرکت براساس حق
37حالا به این مطالب [و] نامههایی که به دستم رسیده گرچه خیلی دیر است حالا درعرض چند دقیقهای به بعضی از آنها پاسخ میدهیم و بقیه را دیگر باید بگذاریم برای جلسه دیگر انشاءاللَه.
تلمیذ: سلوک زن در [ارتباط با] درس خواندن خصوصا دروس حوزوی را مشخص کنید و بفرمایید اگر کسی در این مسیر هست چه کند؟
استاد: همان طوریکه عرض کردم مسئله سلوک هیچ ارتباطی با دروس حوزوی ندارد و دروس حوزوی اینها دروس اهل بیت است وانسان با مطالعهآنها اتفاقا من امروز میخواستم راجع به مسئله علم صحبت کنم که مطلب به نحو دیگری شد. انشاءاللَه در جلسه بعد در برگشتمان به همان معیارهای فطری به مسئلهعلم در آن جا میرسیم و خواهیم گفت از این نقطه نظر هیچ فرقی بین زن و مرد نیست گرچه از نقطه نظر انتخاب روش، ممکن است اختلافهایی باشد ولی از خود نظر علم و معرفت هیچ تفاوتی بین این دو نیست دروسحوزوی خب اینها دورسی است که انسان را به مکتب اهل بیت آشنا میکند و هیچ درسی بالاتر از دروس حوزوی نیست و هیچ علمیبالاتر نیست بلکه اصلا مقایسه معنا ندارد و هر چه انسان اطلاعش بر مکتب اهل بیت و براین علوم بیشتر باشد نسبت به سلوک بیناتر و با بصیرت تر خواهد بود. بسیاری از خطراتی که برای سالک پیش میآید اینها ناشی از جهل او است و به واسطه عدم بصیرت نسبت به راه ممکن است در دامهای تخیلات و اوهام شیطانی افراد گرفتار بشود و از راه باز بماند. لذا دروس حوزوی بسیار مهم است و به هر میزان که انسان میتواند باید پیگیری کند و البته همراه با رفض و طرد انانیت و عدم خودبینی عدم غرور عدم وقوع در خطرات و در آن مسائل و هواهای نفسانی که برای انسان به واسطه این قضیه ممکن است پیدا بشود، یکی ممکن است بگوید من ٤ سال درس حوزوی خواندم ٦ سال خواندم و آن یکی دور روز نیامده و امثال ذلک، از این مسائلی که خب طبعا صحبت میشود و حدش هم، حد ندارد و حد رسیدن به آن مرتبه استقلال علمیاست که انسان از نقطه نظر علمیاز درس خواندن مستغنی بشود

