مکتب عرفان مکتب حرّیت، منطق و حرکت براساس حق
33تبلیغات کردند این قدر ...! تا جایی که امیرالمؤمنین که در محراب عبادت شهید شد مردم شام باور نمیکردند! ببینید تبلیغات چه میکند؟ تازه آن موقع رادیو و تلویزیون و مجلات نبود. ولی چی؟ همه از بین رفت. امیرالمؤمنین هست تا روز قیامت. خودشان را خسته کردند. خودشان را از بین بردند. استعدادهای خودشان را ....
شما خیال میکنید این معاویه قابلیت کمال نداشت؟ قابلیت کمال داشت، خودش خودش را خراب کرد. اگر معاویه میآمد ول میکرد خلافت را، میآمد پیش امیرالمؤمنین، یا علی این خلیفه تمام شد بفرما، تسلیم میخواهی من بروم شام میخواهی نروم، امیرالمؤمنین آن وقت میدانست با او چکار کند، یا میگفت بنشین این جا تربیت شو آدم شو، همان طوری که دور و بریهایش آدم شدند تربیت شدند. ولی نه! آمد خراب کرد. نفس آمد و او را گرفت آمددر مقابل علی ایستاد چقدر بعد از امیرالمؤمنین عمر کرد؟ چند سال، خسر الدنیا و الآخرة، آن که از قبرش که ما وقتی سوال کردیم در شام، قبر معاویه کجاست؟ هیچ کس جرأت نکرد با ما بیاید، مزبله دانی است، شبها میرفتند آن جا ....! آن از قبرش. آن از آخرتش که خب دیگر معلوم است. خب حالا امیرالمومنین را هم ببینید آخرت هم که معلوم است. چیست اینها؟ چیست؟
اینها تمام برایاین است که ما پا روی حق میگذاریم و پا روی نفس میگذاریم و نمیخواهیم آن چه را که او را صحیح میدانیم، بخاطر قضایا و مسائلی، آنها بخواهد صورت خارجی به خود بگیرد. نمیخواهیم. میخواهیم هی جلوی حق را بگیریم.
عرض کردم خدمت رفقا که من از ملاقات با نزدیکترین افراد محروم شدم ولی چه کردم؟ یا مطلبی را که تشخیص میدهم صحیح است هر چه بادا باد! هر چه بادا! یا باطل است خب میروم عوض میکنم، برای چه معطلم؟ اگر باطل است خب بروم درست کنم، معنی ندارد. اگر صحیح است خب صحیح باشد. چرا من بروم با طل دیگران را بگیرم؟ دیگران بیایند حق مرا بگیرند. لذا صبر کردیم صبر کردیم ول کردیم یک سال گذشت دو سال گذشت سه سال گذشت چهار سال گذشت همین طور گذشت دیدند نه! ظاهرا با سید دل چه سود گفتن پند؟ نرود میخ آهنین در سنگ! فایده ندارد، ما همین طور به وضع و مسئله خودمان هستیم. حالا بعد از دوازده سال همان ها دارند اعترا ف میکنند اشتباه کردند. همیشه که حق مخفی نمیماند بالاخره روزگار گوش انسان را میپیچاند همیشه به یک منوال نمیگذرد فراز دارد نشیب دارد این طرف دارد آن طرف دارد

