کیفیت سلوک بانوان و محدوده و شرائط آن
7برخیا است! عاصف کیست؟ یک عمار امیرالمؤمنین دهها برابر عاصف است! یک مقدادصدها برابر است! یک اویس هزارها برابر است! یک حبیب بن مظاهر امام حسین هزارها برابر عاصف کار میکند! یک جابر بن یزید جعفی امام صادق علیه السلام میتواند همهی کرات را به هم بریزد! بله؟ یک معروف کرخی امام رضا میتواند همه دریاها را به هم بریزد! مسیر را میتواند عوض کند! اصحاب ائمه، آنهایی که بعد آمدند، اولیاءخدا، اصلا برای آنها صحبت کردن در این مطالب خلاف شأن آنها است و اهانت است.
ما الان بیاییم به آقای حداد بگوییم ایشان قدرت داشت خورشید را نگه دارد این اهانت به آقای حداد است! اهانت به مرحوم آقا است! اهانت به مرحوم قاضی است! من واقعا جرأت نمیکنم در مقام تعریف یک هم چنین مسائلی را نسبت بدهم. در همین نوشتارهایی که رفقا میبینند از باب ناچاری گاهی اوقات یک مطلبی را در گفتهها ما نقل میکنیم و با هزار اعتذار و شرمندگی از آنها که ما چاره ای نداریم که مردم بالاخره بفهمند مسئله به همین کیفیت نیست به همین راحتی و آسانی مسئله نبوده. جایی که مرحوم آقای حداد میفرمایند که ما در افقی حرکت میکنیم که اصلا جبرائیل به خیالش نمیآید که در کجا هست؟ آن وقت ما بگوییم اینها میتوانند خورشید را نگه دارند! اینها میتوانند ماه را نصف کنند! اینها میتوانند این امور غیر عادی را انجام بدهند!
این فرعون نفهمید که تو هم [ای] بیچاره! میتوانستی یک حداد بشوی، این نمرود نفهمید که تو هم میتوانستی یک ولی خدا بشوی! چرا آمدی لباسی را پوشیدی که شأنیت آن لباس را نداشتی؟ دعوی انا ربکم الاعلی کردی که ربکم الاعلی ذات دیگری است، تو نیستی! تو در مقام عبودیت باید بودی تو در مقام بندگی میبایستی باشی، آن ربکم الاعلی تو را به جایی میرساند که همان کار ربکم الاعلی را هم میکردی! ببینید چقدر خدا راحت ...! تو از این ربکم الاعلی چه به دست آوردی در این دنیا؟ بگو! تو یک مگس را از صورت خودت توانستی بپرانی؟ هر وقت که مریض میشدی سه تا دکتر این طرف تو بود و چهار تا آن طرف بودند فلان بودند تو جرأت حرکت دادن دست خودت را نداشتی تو اراده این که یک پشه روی صورتت بنشیند نداشتی آن وقت میآییی میگوییانا ربکم الاعلی؟ به حضرت ابراهیم میآیی میگویی که رَبِّي الَّذِي يحْيي وَ يمِيتُ قالَ أَنَا أُحْيي وَ أُمِيتُ البقرة، ٢٥٨ احیی و امیت!

