کیفیت سلوک بانوان و محدوده و شرائط آن
35آن هم کمتر باشد در همان محدودهای که خدمت دوستان این مطالب صحبت شده. انشاءاللَه این مسائل برای [جلسات بعد.]
اگر راجع به این مطالب عرض کردم خدمت رفقا که منظور از برقراری این مجالس صرفا آمدن و رفتن نیست این را دارم خدمت رفقا میگویم اگر سوالی در ذهن دارید و نگویید مقصر خودتان هستید. نسبت به مسائل اجتماعی نسبت به مسائل فقهی نسبت به مسائل سلوکی و مسائل ...، آن چه که به نظرتان میآید باید بیان کنید مسیر مسیر باز است مکتب مکتب باز استبه اندازه سر سوزنی در آن شبهه نیست و هیچ نگرانی از پاسخ هم نیست، هیچ نگرانی. بنده خدمت رفقا عرض کردم در یکی از همین سفرهایی که رفته بودم اهواز و شاید این جا بعضی از دوستانی باشند که در آن مجلس بودند. یک شب قرار بر این شد که ما یک [جلسه] داشته باشیم راجع به مخدرات، نمیدانم مخدرات تنها بودند یا همراه با آقایان بودند، دو قسمت. احتمالا مخدرات بودند حدود دویست نفر بودند زیاد بودند آن جا، از افراد غریبه هم آمده بودند. جناب برادر مکرم ما آقای طاهری هم نشسته بودند در کنار ما. گفتم که هر سوالی هر کسی دارد بیاورد هر کسی سوال دارد.
سوالاتی را آوردند من نگاه میکردم یکدفعه سوال جالبی به چشمم خورد، این ورقه از اول تا آخرش اعتراض بود. شما وقتی میآیی ما دیگر شوهرانمان را نمیبینیم! خب بابا اصلا ما کی اهواز رفتیم که ...؟ سالی یکدفعه میرویم آن هم دو شب میمانیم حالا دو ساعت به شما سخت گذشته که خیلی کنار شوهرتان نبودید؟ چرا شما فقط از مرحوم پدرتان میگویید؟ از کسان دیگر مثل حضرت امام به تعبیر ایشان، ما که امام نمیگوییم، گفتن امام اشکال دارد. امام بر امام معصوم فقط باید گفته بشود. از مرحوم آقای خمینی، چرا شما از ایشان اسم نمیآورید و چیز نمیکنید؟ چرا شما نسبت به رسیدگی به امور زنان و پرداختن به امور زنان و خانواده صحبت نمیکنید و فقط از نماز و ذکر و اینها حرف میزنید؟ و مطالبی دیگر. من وقتی دیدم یک همچنین نامه ای هست اتفاقا خوشم آمد، آن را برداشتم گذاشتم رو. گفتم یکی از مخدرات یک همچنین سوالی کرده و من حیفم آمد که همچنین نامهای را بی جواب بگذارم، بالاخره سوال است و باید پاسخ داد، حالا مضافا به این که ممکن است این سوالات در ذهن خیلیها هم باشد. اتفاقا آمدم به همان نامه جواب دادم. شروع کردم به جواب دادن و خب نوارش هم که هست

