سلوک یعنی حرکت براساس فطرت
11کنند. میخواهد بداند این چه میگوید، چکار داری چه میگوید؟ نه! حسدر او است حس اضافه شدن در علم در همهافراد وجود دارد. حس رشد علمیدر همه وجود دارد. ببینیم آن جا چه خبر است؟ ببینیم او چه میگوید؟ ببینیم او چه کار انجام داده؟ تا وقتی این حس وجود دارد که انسان در خود احساس نقصان کند همین که فطرت او رسید به مرتبه اطلاق علمییعنی به یک مرتبه که در آن مرتبه علم لا متناهی پروردگار وجود دارد دیگر نیازش به علم از بین میرود. دو نفر بنشینند با هم حرف بزنند این کار خودش را میکند. تمام مردم بنشینند یک مسئلهای را بگویند این به او کاری ندارد. در آن جا این قضیه اتفاق افتاده خب اتفاق افتاده باشد. در آن جا ...، فلان کس در آن جا اختراع کرده، این اصلًا میداند آن اختراع چیست. فلان جا فلان مسئله کشف شده، این به یک جا رسیده که صد میلیارد از آن کشفها به گردش هم نمیرسد.
واقعا این مسئله مسئله عجیبی است این کلامیکه خداوند رحمت کند مرحوم مغربی در دیوان اشعارش دارد میفرماید خیال وصل دو عالم ندارد به خیال/ دلی که یافت دمی لذت وصال حبیب یعنی وصل دو عالم، عالم قیامت و عالم دنیا را اصلا تصورش هم نمیکند آن کسی که یک لحظه به وصال تو نائل آمده. چرا؟ چون این به آن علم مطلق به جمال مطلق به قدرت مطلق به حیات مطلق رسیده و دیگر نیازی برای جست وجو و حرکت در این کثرات و مادیات ندارد
در آیه شریفه هم داریم که فِطْرَتَ اللَه الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَه ذلِك الدِّينُ الْقَيمُ الروم، ٣٠ خدای متعال همه مردم را بر اساس آن فطرتخلق کرده است و تبدیلی هم برای او نیست. خیال نکنید که زن بتواند کار مرد را انجام بدهد، نخیر! تبدیل ندارد در این جا، سر خودش کلاه رفته و خیال نکنید مرد بتواند کار زن را انجام بدهد سر خودش کلاه رفته تبدیلی در خلق خدا نیست. هیچ فایده ای ندارد. آن روحیه و آن خصوصیات و آن نفس، آن همان چیزی است که خلق خدا است ما داریم آن را تبدیل میکنیم ما داریم به آن رنگ میدهیم ما داریم او را بزک میکنیم ما داریم او را قیچی میکنیم و میتراشیم و مطابق با خواستهای خودمان در اختیار مردم قرار میدهیم. التفات کردید!

