سلوک یعنی حرکت براساس فطرت
23صحبت تمام دائر مدار دنیا و امثال ذلک استاول صلاح خودش را در صحبت در نظر میگیرد بعد کلمات را بسته به آن صلاح، جور میکند. اول میبیند که این حرفی که میزند به او بر میخورد یا نمیخورد؟ کلمات را جوری تریین میکند رنگ آمیزی میکند که این مسئله به خود او برنگردد خیلی عجیب است واقعا! این قضیه خیلی عجیب است!
مرحوم آقا میفرمودند ما در نجف که بودیم من با یکی از علمای نجف یک روز صحبت میکردم راجع به این مسئله که باید یک عالم دینی تمام امورش را بر اساس آن چه را که اسلام گفته و رضای خدا است تطبیق کند او میگفت نه! در بسیاری از موارد مصلحت در این است که انسان خلاف رضای خدا عمل کند! این چه جور میشود که یک نفر که علم یاد گرفته، به یک علمیرسیده، با مسائلی بالاخره در این مدت هفتاد سال هشتاد سال شصت سال ارتباط دارد، به مطالب ائمه، مطالب بزرگان آیات قرآن، به یک جایی میرسد که میگوید نه! انسان باید ببیند صلاح در چیست؟ گاهی اوقات صلاح در این است که انسان رضای خدا را انجام ندهد! انسان به جایی میرسدکه میگوید دیگر خواندن قرآن چه فایدهای دارد؟! قرآن مربوط به افرادی است که در زمان رسول خدا، در آن زمان قرآن را شنیدند این قرآن برای ما فایدهای ندارد! مطالب اخلاقی آن را میدانیم مطالب فقهی آن هم که در روایات هست قصص و تاریخش هم که در کتابها هست پس برای چی ما بخوانیم؟! و سال به سال میگذرد و لای قرآن روی طاقچه را باز نمیکند، اینها شوخی نیست ها!
مجالس روضه تشکیل میدهد فقط به خاطر این که چون فلان آقا مجلس تشکیل داده اگر ما تشکیل ندهیم برای ما عیب است بالاخره ما هم باید افراد را دور هم بیاوریم بزرگان باید مجلسی داشته باشند گرم باشند جمع بشوند اینها احساس کنند یک جلسه ای هست اینها احساس کنند که بالاخره دور هم هستند بعد شروع میکند جلسه تشکیل دادن و منبری و بعد هم منبری از حضرت آقا این طور بگوید.

