سلوک یعنی حرکت براساس فطرت
21امام حسین که نمیآید در این مجالس پایش را بگذارد. آن مجلسی که برای خودنمایی و اثبات خودیت و منیت بخواهد بیاید تشکیل بشود امام حسین پایش را در آن مجلس نمیگذارد، امام حسین که در آن شرکت نمیکند. نور که در ظلمت نمیآید. بعد انسان شروع میکند هی توجیه کردن و هی برای این موقعیت خود چه کردن؟ دلیل دست و پا کردن! هی دلیل میآورد که این کار را انجام بدهم بهتر است.
مرحوم آقا چه میفرمودند؟ مرحوم آقا میفرمودند سالک وقتی میخواهد پایش را در سلوک بگذارد باید خودش را ول بدهد، به او گفتند آقا این مال تو، بگوید چشم. گفتند این مال تو، ا! آقا این که کوچکتر از این است؟ بگو چشم. نگو این که کوچکتر از این است. نگو این طرف این است وقتی میگویند این مالتو یعنی تمام شد، دیگر حالا هی بیاید فکر کند هی بیاید مسئله را ...
یک نفر خطایی کرده بود مرحوم آقا توبیخش کردند و گفتند چهل روز در جلسات نباید شرکت کنی پیغام داده بود برای مرحوم آقا این خطا را دیگری و دیگری هم میکنند پس چرا آنها را توبیخ نمیکنید؟! خب دلش نمیخواهد توبیخ کند این جا است که میگویند مؤمن باید زرنگ باشد کیس باشد، بفهمد. اگر یک مطلبی گفته میشود آن مطلب را به خودش نسبت بدهد و خودش استفاده کند نه این که تا یک مطلبی یک جایی گفته میشود هی از خودش رد کند، این به من مربوط نیست این به من مربوط نیست این به من مربوط نیست. دیدید در یک جلسه، قبل از یک جلسه امتحان، قبل از امتحانی که شرکت کنند، افراد را جمع میکنند و شرایطامتحان را برای آنها میگویند چطور اذهان متوجه آن کلام آن شخص راهنما است. مطالبی که او میگوید یک یک مینویسد و اگر در خودش یک نقطه ضعف میبیند یادداشت میکند که برود برای هفته دیگر جبران کند. هیچ وقت مطالبی که او میگوید نمیگوید این به من مربوط نیست، مربوط نیست خب میمانی لعل این که بعضی از مطالبی که او میگوید به تو برگردد و تو میروی و میمانی.

