کیفیت ارتباط زن و مرد
27خودش سر و کار دارند آنها دارای مراتب مختلفی هستند. اگر انسان از نقطه نظر وجودی بالاتر برود ملائکه بالاتر و همین طور تا میرسد به آن ملائکه اعظم که آنها مشرف و مسیطر بر همهملائکهمادون خود هستند فرض کنید که جناب عزرائیل مسلط بر ملائکه مادون خودش است یا فرض کنید که جبرائیل مسلط بر ملائکهای است که اینها علم میآورند اسرافیل مسلط بر ملائکهای است که رزق و حیات را میآورند و همین طور. بنابراین هر کدام از این ها در همان مرتبه ای که هستند ترقی ندارند بلکه سیر آنها سیر عرضی است نه سیر طولی سیر طولی. برای انسان است که انسان به واسطهسیری که میکند یکی یکی حجابها را کنار میگذارد و به بالاتر رشد و ترقی پیدا میکند. ملائکه بالاتر و پایین تری ندارند. هر کدام در مرتبه خودشان هستند و دائما فیض به پروردگار در همان مرتبه به آنها خواهد رسید.
فرض کنید که اگر مثال بزنم مثل این میماند که یک وقتی یک شخصی در یک باغی وارد میشود این باغ دائما مملو از نعم از فواکه و غیر فواکه و اینها، [میباشد] ولیکن دور این باغ محصور است یعنی بی انتها نیست و این شخص از این باغ نمیتواند خارج بشود و لی دائما تا وقتی که در آن باغ است میتواند از آن استفاده بکند ملائکه هم تقریبا به یک همچنین وضعیتی [و] شکلی هستند.
تلمیذ: با توجه به بحث ناقص العقل بودن زنانو قوی بودن قوهاحساسات خانمها، آیا موقع حسابرسی زنان طبق قوانین ارث و میراث که کمتر از مرد سهم میبرند، مورد بازخواست قرار میگیرند یا نه، از دیدگاه توحید میان دو جنبه فرقی نیست
جواب: البته مسئله ارث و میراث خب نباید در این جا مطرح باشد ارتباطی با مطلب ندارد. ا رث و میراث نه بر اساس ناقص العقل بودن است بلکه بر اساس مسائل اجتماعی و امکاناتی است که قانون اسلام بر اساس آن امکانات، زندگی مرد و زن راتنظیم کرده است مسئلهارث و میراث به آن برمیگردد اصلا به ناقص العقل بودن و اینها برنمیگردد. حتی اگر فرض کنید که یک زن عقل بوعلی را هم داشته با شد ولی شوهر او فرض کنید که دیوانه باشد باز مسئله ارث و میراث در این قضیه به همان کیفیت خودش باقی است.

