مراد از نقصان عقول زنان
29در بسیاری از مواردی که توفیقاتی از افراد گرفته میشود به واسطه زنهایشان است بسیاری از موارد البته آن زنهایی که خب آنها در راه دیگری هستند و مسائل را جور دیگری ارزیابی میکنند مطالب را جور دیگری ارزیابی میکنند. بسیاری از زنها از این که شوهرانشان در مجالس شرکت میکنند ناراحت هستند حالا به جای این مجالس اگر شوهرت جای دیگر میرفت خوشحال بودی؟ آمده در مجلس شرکت کرده مجلس ذکری شرکت کرده دعایی میخواند بعد هم بلند میشود میرود سر زندگیش دیگر، التفات میکنید! این که خدمت شما عرض میکنم من در جریان هستم از این نظر عرض میکنم. اگر مرد او با او برود هزار تا جا، سینما و این طرف و کنار دریا و دیدن زنهای برهنه و مردان و اینها، هیچ اشکال ندارد اما اگر مردش بلند شود یک ساعت برود در مجلس ذکر یا دو ساعت برود یا در یک مجلس روضه فلان کند، این آسمان بر سرش خراب شده که چرا بلند شده رفته؟ اگر بلند شود مرد او با هزار تا افراد منحرف قاچاقچی معتاد اهل شرب و هزار تا مسائل بی بند و باری ارتباط داشته باشد مسئلهای نیست اما با دو نفر رفیقی که بگیرند و بنشینند و دو تا حرف خدا بزنند این انگار کوه بر سرش خراب میشود، اینها همان غلبه احساسات است، غلبه احساسات. اما از آن طرف هم هست از آن طرف هم هست. زنهایی که اینها مطلب را دریافتند مسئله را فهمیدند و به مطلب رسیدند و برای پیاده کردن آن برای خودشان و برای فامیل و شوهرشان و بچه هایشان از هیچ کوششی فروگذار نیستند. خداوند به ایشان توفیق داده است.
این مفاد مفاد کلام امیرالمؤمینین علیه السلام است و البته از این نقطه نظر میتوانیم بگوییم که قانون کلی نیست، قانون کلی. همان طوری که در هر جاییتبصره میخورد در خلقت هم باز در آن جا تبصره وجود دارد فرض کنید که زنی هست از نقطهنظر عقل و درایت و رعایت مسائل بسیار از مردش هم قویتر است بنده خودم هم دیدم، افرادی دیدم. زن و شوهری هستند زن هم بهتر میفهمد و هم بهتر اعمال میکند و هم بهتر تنظیم میکند و اصلا مرد او قدرت ندارد اصلا از خودش اراده ندارد حالا بگوییم این زن عقلش از مردش کمتر است؟ نه! عقلش صد برابر مردش هم هست این این طور نیست که در هر جایی. کلام امیرالمؤمنین ناظر بر اکثریت است یعنی آن چه که اکثریت در عالم خلقت بر آن پایه بنا شده مطلب از این قرار است و خب شواهدی بر این قضیه هم بسیار است.

