مراد از نقصان عقول زنان
27همان اگر بخواهد بیاید در منزل، زندگی دوام پیدا نمیکند. با آن کیفیتی که بیرون دارد امر و نهی میکند اگر همان حالت را بخواهد بیاید خب این زندگی مشکل است.
همین که مرد میآید در منزل زن با آن طرفند و لطافت ظرافتی که نفس او زن دارد روحیه مرد را میچرخاند و با محیط منزل مساوی میکند یکرنگ میکند این وظیفه وظیفه زن است، نه تنها نسبت به بچه ها که باید آن لطافت و ظرافت و رحمتی را که لازمه برخورد با طفل و برخورد با بچه است زن اعمال کند نسبت به مرد و همسر او همین طور خواهد بود، تفاوتی نمیکند، این مسئله کمینیست واقعا مسألهکمینیست یعنی اگر خدا میخواست در این جهت هر دو را یکسان قرار بدهد خب نظام پاشیده میشد یعنی یا هر دو در یک مرتبه از آن برخورد در مرتبهرجولیت خب تمام بچه ها از بین میرفتند همه بچه ها روحیه خودشان را از دست مید هندافسرده میشوند دلسرد میشوند پژمرده میشوند آن روح و نفس لطیف و معصوم آنها با این برخوردها آلوده میشود و از بین میرود و شکسته میشود
و اگر مرد میآمد مانند زن در این مرتبهی احساسات قرار میگرفت خب خارج را چکار کند؟ مرتبه بیرون را چکار کند؟ مسائل دیگر را چکار کند؟ بله؟ آن برخورد دیگر را چکار کند؟ میدان جنگ را چه کار کند؟ در میدان جنگ که نمیشود این طور برخورد کرد. در امر و نهی اداری و با زیردستها و با کارکنان که نمیشود این طوری برخورد کرد! التفات کردید! این جااست که خدای متعال آمده و این ا ختلاف را ایجاد کرده است حالا چه این اختلاف در زن باشد خب زن میشود مرد یا این اختلاف در مرد باشد و مرد مرد است و جای خودش و عرض شد هیچ ارتباطی هم با مسألهمراتب کمالی ندارند همه در جای خودشان محفوظ هستند یعنی مرد در جای خودش و زن در جای خودش و اینها بر حسب اطاعت و رعایت به همان مرتبه میرسند.

