مراد از نقصان عقول زنان
23را به زن بسپرد تا این مسئله برای من حاصل شد فهمیدم حق با علی است شکم برطرف شد و بعد خب مشخص شد که مطلب به چه نحو بوده و چه افتضاحاتی مسئله به وجود آورد
خب ببینید رسول خدا که دشمنی ندارد. رسول خداهم بر مرد آمده است هم بر زن آمده است در آیه شریفه دارد که ما تو را به کافه مردم فرستادیم، همهآنها کلمات رسول خدااین مسئله را میرساند در جنگ همین رسول خدا میفرماید مرد باید بجنگد و زن باید در منزل بنشیند و امور منزل را [به عهده بگیرد] پس بنابراین چرا کار را بر عکس نکرده؟ این جا که طرف زن را گرفته. زن باید در منزل بنشیند. بله برای مداوا و امور بعد از جنگ، زن میتواند بیاید مداوا کند پانسمان کند نمیدانم کمک کند زخمیها را چکار کند، اینها اشکال ندارد. در جنگها که میرفتند زنها میآمدند و خب مردها نمیتوانستند یا مرد در حال جنگ بود، فرض کنید که یک زخمیافتاده، خب در آن طرف جبهه مردها میجنگند این طرف زنها میآمدند زخمیها را برمیداشتند میبردند پانسمان میکردند چه میکردند اینها مجاز است. اینها اشکال ندارد. یا این که اگر مردها از نقطهنظر جنگ برای دفاع کافی نباشند و مملکت اسلام در خطر باشد بر زن واجب است که او هم دوشادوش مردها بیاید و بجنگد، در آنجا.
ببینداسلام نیامده زن را کنار بگذارد تازهآمده به او احترام گذاشته، گفته نمیخواهد بجنگی، در جایی که در خطر است شما هم بیا ولی اول این مسئله را به مردها بسپرید. مردها این مهم را انجام بدهند اگر کم آوردند خب بسیار خب حالا زن بیاید انجام بدهد. این قضیه خب جایگاه خودش را نشان میدهد. اما صحبت در این جا است که در جنبه عمومیو به طور کلی در آن نظماجتماعی و مدیریت اجتماعی اگر امر دائر بشود در یک مقطع بین مدیریت مرد یا مدیریت زن، مدیریت مرد به لحاظ همان جهاتی که عرض شد تقدم دارد و در اموری که مربوط به زنان است، اسلام در آنجا مسئله را به زن سپرده. زن باید بیاید دخالت کند. در شهاداتی که مربوط به زن است و مرد در آن جا ناتوان است خب زن باید بیاید شهادت بدهد. در شهاداتی که در سایر موارد هم هست فرض کنید که قتلی اتفاق افتاده شهادت راجع به یک غصبی شده غصب حقی شده منزلی را گرفتند مالی را بردند زن در این جا طبق نصّ قرآن، شهادت دو زن با شهات یک مرد برابری میکند، فرجل و امرءتان یک مرد و دو زن چرا؟

