اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

موضوع:تفسیر فرمایشات امیرالمومنین در ارتباط با زنان 1 – علّت منع علّامه طهراني رضوان اللَه عليه از رفتن بانوان به مجلس عروسي واقع در تالار. 2– وضعيت بد وشيطاني بعضي از مجالس عروسي و ادراك آن توسط افراد متّقي. 3 – بيان مراد اميرالمؤمنين عليه السلام از نقصان عقل زنان. 4 – جنگ جمل توسط عايشه يكي از نمودهاي نقصان عقل عملي است در زنها. 5 – تساوي زنان با مردان در ارتباط با عقل نظري مي‌باشد. 6 – پيغمبر صلي اللَه عليه و آله و سلم‌ فرمودند: قومي كه زمام كار خود را به زن بسپارد رستگار نخواهد شد. 7 – حضور عايشه در جنگ جمل منجر به فريب خوردن بسياري از افراد و شركت ايشان در جنگ با اميرالمؤمنين عليه السلام شد. 8 – وظيفۀ زنان در هنگام برپايي جنگ. 9 – توضيحي در ارتباط با اينكه چرا شهادت يك زن كافي نمي‌باشد و مراد از ضلالت زن در شهادت طبق آية شريفه چه مي‌باشد. 10 – لطافت روحيۀ زن منجر به ايجاد تعادل در رفتار مرد و فرزندان مي‌شود.

مراد از نقصان عقول زنان

توضیحات:

موضوع:تفسیر فرمایشات امیرالمومنین در ارتباط با زنان 1 – علّت منع علّامه طهراني رضوان اللَه عليه از رفتن بانوان به مجلس عروسي واقع در تالار. 2– وضعيت بد وشيطاني بعضي از مجالس عروسي و ادراك آن توسط افراد متّقي. 3 – بيان مراد اميرالمؤمنين عليه السلام از نقصان عقل زنان. 4 – جنگ جمل توسط عايشه يكي از نمودهاي نقصان عقل عملي است در زنها. 5 – تساوي زنان با مردان در ارتباط با عقل نظري مي‌باشد. 6 – پيغمبر صلي اللَه عليه و آله و سلم‌ فرمودند: قومي كه زمام كار خود را به زن بسپارد رستگار نخواهد شد. 7 – حضور عايشه در جنگ جمل منجر به فريب خوردن بسياري از افراد و شركت ايشان در جنگ با اميرالمؤمنين عليه السلام شد. 8 – وظيفۀ زنان در هنگام برپايي جنگ. 9 – توضيحي در ارتباط با اينكه چرا شهادت يك زن كافي نمي‌باشد و مراد از ضلالت زن در شهادت طبق آية شريفه چه مي‌باشد. 10 – لطافت روحيۀ زن منجر به ايجاد تعادل در رفتار مرد و فرزندان مي‌شود.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

مراد از نقصان عقول زنان

4
  • سوالی که می‌شود این است که آیا می‌شود قرآن را بدون صوت خواند؟ آن هم نمی‌شود. یعنی زبان حرکت کند و انسان قرآن را حتی بدون صوت و آهسته بخواند. بله می‌شود قرآن را انسان در درون دل خودش بخواند یعنی فرض کنید که یک شخصی می‌خواهد قرآن را حفظ کند، خب اشکال ندارد که به قرآن نگاه کند و بدون این که به زبان بیاورد، آیات قرآن را حفظ کند در درون. خود مقصود از عدم جواز قرائت قرآن، نگاه کردن به آیات نیست. شخص می‌تواند در همین هنگام به آیات نگاه کند اما این که آیات را به زبان بیاورد این محل اشکال است. پس بنابراین حفظ قرآن در دل و یا عبور دادن آیات قرآن در دل به عنوان حفظ یا هر چیز دیگر برای این مواقع بلامانع است.

  • مطلب دیگری که در این جا بعضی از مخدرات متذکر شدند این است که مرحوم آقا در زمان حیات خودشان رفتن به تالارهای عروسی را منع می‌کردند و دوستان خودشان بر همین اساس از رفتن به تالارهای عروسی اجتناب می‌کردند. سوال این است که در این زمان، مسئله به چه کیفیت است و آیا بنده اجازه می‌دهم که کسی [در] تالار شرکت کند یا نه؟

  • اولا ما تکلیف خودمان را روشن کنیم. بنده در مقام اجازه و یا عدم اجازه نیستم که بدهم یا نه. فقط آن چه که از عهده بنده برمی‌آید اگر خدای متعال کمک کند و به ما توفیق دهد فقط بیان یک‌مطلب است که انشاءاللَه در ابلاغ آن مطلب، رعایت امانت شده باشد. اما این که بنده اجازه بدهم یا ندهم نخیر، یک همچنین مسائلی اصلا وجود ندارد و در شأن بنده این نیست که خود متصدی این گونه امور بشوم. اما راجع به این مسئله توضیحی باید عرض کنم.

  • در زمان مرحوم آقا، بله ایشان رفتن به تالار را منع می‌کردند و برای این قضیه دلایلی را ذکر می‌کردند و از جمله‌ی آن دلایل، عدم امنیت و رعایت موازین بود که در این گونه موارد عمومی‌طبعا ممکن است وجود داشته باشد. مطالبی را که ایشان نقل می‌کردند یکی این بود که در این تالارها طبعا افراد متعددی رفت و آمد می‌کنند. تمام آن اشخاصی که اینها شرکت می‌کنند همه افراد صالحی که نیستند و مجلس طبعا مجلس معصیت خواهد شد و بخصوص این که ممکن است مرد هم در این گونه موارد شرکت کند و مجلس معصیت برای سایر افراد هم اشکال دارد بنابراین انسان در مجلسی شرکت می‌کند که قبلا در آن مجلس معصیت شده است و مطلب دیگر که خب مسأله عدم احساس امنیت وآرامش بود حالا [آیا] مسأله‌دیگری [هم‌] بود [یا نه؟] بنده نمی‌دانم. شاید خود ایشان هم نخواستند خیلی بیش از این نسبت به مسئله توضیح بدهند و همین مقدار را برای رعایت مطلب و اطاعت کافی می‌دانستند. ولی خب از آن جایی که بنده در این مقام نیستم که مسئله‌ای را محدود کنم و یا امر و نهیی در این قضیه داشته باشم. فقط به بیان مطلب در محدوده‌ای که به ذهن می‌رسد ما باید اقدام کنیم.

/ 380