
حقیقت فطرت، ضوابط و ملاکات آن
موضوع اين جلسه: مباني و واقعيتهاي فطري 1 – متابعت از ضوابط و قواعد فطري موجب تكامل انسان می شود. 2 – مباني حكومتها و قوانين حاكم بر جوامع بشري بر اساس حقيقت توحيد نميباشد بلكه بر اساس هواها و اميال نفساني است. 3– حكايت امتحان كردن مرحوم ميرزا محمد تقي شيرازي توسط مرحوم شيخ محمد بهاري رضوان اللَه عليهما. 4 – حكايت عجيب تعارض و اصطكاك ميان مرحوم سيد محمد كاظم يزدي با مرحوم ميرزا محمد تقي شيرازي و بزرگواري مرحوم ميرزا محمدتقي شيرازي. 5 – سيره علامه طهراني رضوان اللَه عليه در منع شاگردانشان از كار خلاف و غير صحيح. 6 – تمسّك به توجيهات و تأويلات شرعي بمنظور دستيابي به خواستههاي نفساني. 7 اعتراض حضرت زهرا سلام اللَه عليها به اميرالمؤمنين عليه السلام كه چرا نشستهاي و حركت نميكني. 8 – همواره ملاك و ميزان در جعل قوانين لحاظ قرار دادن امر غالب ميباشد نه نادر. 9 – سخنان حضرت صديقه طاهره به اميرالمؤمنين عليه السلام در ارتباط با سكوت حضرت در قبال غصب جايگاه خلافت و عدم تحرّك خارجي حضرت. 10 – حكايت شركت كردن و كانديدا شدن مرحوم علامه طهراني رضوان اللَه عليه در اولين دوره مجلس خبرگان.
حقیقت فطرت، ضوابط و ملاکات آن
توضیحات:
موضوع اين جلسه: مباني و واقعيتهاي فطري 1 – متابعت از ضوابط و قواعد فطري موجب تكامل انسان می شود. 2 – مباني حكومتها و قوانين حاكم بر جوامع بشري بر اساس حقيقت توحيد نميباشد بلكه بر اساس هواها و اميال نفساني است. 3– حكايت امتحان كردن مرحوم ميرزا محمد تقي شيرازي توسط مرحوم شيخ محمد بهاري رضوان اللَه عليهما. 4 – حكايت عجيب تعارض و اصطكاك ميان مرحوم سيد محمد كاظم يزدي با مرحوم ميرزا محمد تقي شيرازي و بزرگواري مرحوم ميرزا محمدتقي شيرازي. 5 – سيره علامه طهراني رضوان اللَه عليه در منع شاگردانشان از كار خلاف و غير صحيح. 6 – تمسّك به توجيهات و تأويلات شرعي بمنظور دستيابي به خواستههاي نفساني. 7 اعتراض حضرت زهرا سلام اللَه عليها به اميرالمؤمنين عليه السلام كه چرا نشستهاي و حركت نميكني. 8 – همواره ملاك و ميزان در جعل قوانين لحاظ قرار دادن امر غالب ميباشد نه نادر. 9 – سخنان حضرت صديقه طاهره به اميرالمؤمنين عليه السلام در ارتباط با سكوت حضرت در قبال غصب جايگاه خلافت و عدم تحرّك خارجي حضرت. 10 – حكايت شركت كردن و كانديدا شدن مرحوم علامه طهراني رضوان اللَه عليه در اولين دوره مجلس خبرگان.
حقیقت فطرت، ضوابط و ملاکات آن
20وقتی که انسان بداند راهش چیست و حقیقت مسئله چیست؟ من به او بعد این مطلب را گفتم، گفتم ببینید آقای فلان، الان این مسائل را که شما میبینید و افرادی را که میبینید حتی متدینین و حتیآنهایی که هستند برای رسیدن به این گونه مسائل و این کارها و این ریاسات و اینها چه میکنند؟ داریم خودمان میبینم دیگر واقعا! اگر الان بیایند به شما این مقام را بدهند من بالاترین مقام مملکت را به ایشان پیشنهاد کردم. همین الان، در بزنند و بگویند که آقای فلان! شما را خواستند و میخواهند شما را به جای موقعیت خودشان نصب کنند و بالاترین مقام این مملکت را به شما بدهند قبول میکنید؟ گفت واللَه اگر قبول کنم! باللَه اگر قبول کنم! فرار میکنم از ایران اصلا میگذارم میروم بیرون که کسی سایه من را هم نبیند! گفتم هان! چرا این حال را الان شما دارید؟ چرا دارید؟ چون حقیقت مطلب و راه برای شما روشن شده چون مسئله برای تو روشن شده نمیخواهی دیگر از دست بدهی و الا بفرمایید، آماده است، بفرمایید. کسی اصرار نمیکند نمیخواهید این است میخواهید این است.
هیچ وقت مرحوم آقا در ارتباطشان با دیگران تحمیل نکردند گفتند ما این را میگوییم میخواهید بروید انجام بدهید همیشه ما با اختیارمان پیش مرحوم آقا بودیم نه با اجبار. همیشه ما از این که پیش ایشان بودیم راحت بودیم، همیشه .... الان هم همین طور است مسئله الان هم همین طور است اتفاقا این مطلب را بنده بیش از زمان مرحوم آقا هی تکرار میکنم تا این که یک وقتی برای شخصی خلجانی پیدا نشود مطلبی پیدا نشود. هر شخصی در هر انتخابی که میخواهد انجام بدهد نهایت آن آزادی را دارد نهایت آزادی را شما تصور کنید آن شخص دارد. خداوند هم به همه عقل داده فطرت داده بصیرت داده ادراک داده شعور داده. همه همین طور هستند همه از این نعمت ادراک و شعور برخوردار هستند و راه و مسیر مشخص است و مطلب هم که اختصاص به این جا ندارد، هزار جا ده هزار جا، همه، هر کسی در هر وضعیتی اما مطلبی که هست این است که انسان بر اساس مدرکاتش حرکت میکند تا وقتی که برای شخص بنده نسبت به یک راه مطلب به یک کیفیتی هست نمیتوانم دست از مدرکاتم بردارم نمیتوانم بردارم. بله اگر تغییر پیدا کند، متوجه بشوم در این قضیه اشتباه شده برمیگردم و در مطلب تغییر میدهم اما تا وقتی که احساس میکنم مسئله از این قبیل است، الان در این لیوان آب است بنده هم دارم میبینم آب است و چشیدم و خوردم، تا وقتی که بدانم این آب است با او معامله آب را میکنم اما اگر متوجه بشوم نه! این که خیال میکردم تا به حال آب است آب نیست فرض کنید که فلان شربت است یا فرض کنید که فلان دارو است یا فرض کنید که فلان مایع است آن موقع نظرم را تغییر میدهم.
