حقیقت فطرت، ضوابط و ملاکات آن
19یک نفر چندی پیش یک صحبتی شده بود جایی، یک شخصی بود، گفت آقا من اگر این کار را نمیکردم این بار زمین میماند گفتم زمین ماند که میماند به شما چه مربوط است؟ مگر شما قیم هستید؟ به شما چه ربطی دارد؟ حسابی هست کتابی هست ولی وجود دارد امام زمانی داریم قیمیداریم به شما چه ربطی دارد که بیای دل بسوزانی و بگویید بار زمین میماند؟ برو به فکر خودت باش! به فکر خود. به من چه ارتباطی دارد؟ ما صاحب داریم ما ولی داریم خودش میداند میخواهد بار زمین بماند بماند خودش بیاید بار زمین بماند به ما چه ارتباطی دارد؟ آیا پیغام شخصی فرستاده برای بنده و امثال بنده که این مطلب را انجام بدهید؟ وقتی که من در خودم این آمادگی را نمیبینم چرا بیایم مطلب را بر خودم بپوشانم؟ یک وقتی در خودم این استعداد را میبینم این قابلیت را میبینم خب یک حرف دیگری است یک وقتی نه! این قابلیت را نمیبینم میخواهم خودم را به قابلیت بزنم میخواهم این موقعیت را برای خودم به وجود بیاورم! هان؟ این جا خدا میآید فوری مچ میگیرد. به تو چه ارتباطی دارد که بار زمین بماند؟ بار زمین بماند که بماند به تو چه ربطی دارد؟ تو قابلیت داری این بار را برداری بردار قابلیت نداری بگذار زمین آن کسی که قابلیت دارد میآید برمیدارد.
آن وقت این جا میآید صحن، تضارب آراء و مسائل نفسانی و تخیلات و تصورات و بافتنیها، مینشینند و میبافند این طور بکنیم آن طور بکنیم نتیجه چه خواهد شد؟ نتیجه همین خواهد شد که احساس میشود. نتیجه همین خواهد شد که مطلب به بن بست میرسد. در عالم تکوین نمیتوان بیش از موقعیت و ظرفیت، انسان حکمیرا بر خود بپسندد و خود را متعهد نسبت به حکمیدر این اجتماع و در مسائل اجتماعی کند، نمیتواند. انسان دارای محدودیتهایی است تا زمانی که با این محدودیتها حرکت کرد موفق است وقتی که پا را از این محدودیت بیرون گذاشت شروع میشود، خلاف شروع میشود، ناموزونی شروع میشود فساد شروع میشود بیرون آمدن از محدوده نفسانی که خدا قرار داده شروع میشود دست زدن به مطالب مخرب شروع میشود چرا؟ چون بیرون آمده. خدا از او این را نخواسته و این برخلاف مسیر تکوین میخواهد عمل کند. در همهامور مطلب از این قبیل است در همه مسائل مسئله به این نحوه هست.

