اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت فطرت، ضوابط و ملاکات آن

14136

حقیقت فطرت، ضوابط و ملاکات آن

17
  •  کرد باز دیگر نزدیک شد و طبعا آن قضایا و آن مطالب هی هر چه نزدیکتر می‌شود التهاب نفس بیشتر می‌شود و شوق او برای رسیدن به مطلوب مؤکد می‌شود ایشان من را دید و به وسیله من پیغام داد برای مرحوم آقا که خلاصه ما یک برنامه‌هایی داشتیم در آن جا، کارهایی می‌کردیم یک کتابی می‌خواستیم بنویسیم نقشه مکه را مساجد مکه را و ما راجع به این قضیه تحقیقاتی کردیم و این مطلب ناتمام می‌ماند و فایده عظیمی‌از مسلمین ترک می‌شود و انگار دیگر نان و آب مسلمین مربوط به این است که مکه چند تا مسجد داشته چند تا خیابان داشته چند تاگوسفند می‌چریدند در مکه و چه می‌کردند حالا شما به ایشان بگویید با این قضیه خب ما چه کنیم؟ ما هم که از خصوصیات مرحوم آقا اطلاع داشتیم با خودمان گفتیم اگر این پیغام را ببریم اول آقا یک بد و بیراه به من می‌گویند که چرا این پیغام را برای من آوردی؟ بعد حالا خلاصه با هزار ترس و لرز رفتیم کنار ایشان دو زانو قشنگ مؤدب نشستیم و گفتم که آقا خلاصه فلانی یک پیغام داده که ما یک کتابی را هم، نگفته، آقا ما می‌گوییم نروید خودتان می‌دانید! همین! برخیزید بروید! گفتیم چشم خیلی ممنون!

  •  آمدیم گفتیم آقاجان می‌گویند ما یک کلام می‌گوییم خودتان می‌دانید! می‌خوهید بروید بفرمایید! اتفاقا آن سال ما بعداز حدود ٢٣ سال مکه مشرف شدیم حج دوم ما بود. وقتی نشسته بودیم و داشتیم صحبت می‌کردیم ایشان با یکحالت بسیار عجیبی رو کرد به ما گفت آقا خداوند به شما توفیق داده است ما که بی توفیق هستیم! من دیدم در این حرف ایشان تعریضی شاید وجود داشته باشد و کنایه‌ای! خداوندتوفیق داده است که خلاصه شما مشرفید و دیگر ما توفیق نداریم آقا! چه می‌شود کرد؟ گفتم پس بنده این ٢٣ سالی که نرفته بودم بی توفیق بودم؟ این که حج دوم من است! یکخورده هم بگوییم برایش خوب است گفتند این مرحوم آقای حداد که یک دفعه رفتند مکه از همه‌ما بی توفیق تر بودند! یک دفعه رفتند. چون مرحوم آقا هفت مرتبه مثل این که مشرف شدند مرحوم آقای حداد یک مرتبه مشرف شدند