حقیقت فطرت، ضوابط و ملاکات آن
27چندی پیش یکی از مخدرات آمده بود از جایی و شکایت داشت، شکایت داشت از این که من در زندگی به بن بست رسیدم و چی هستم و تقاضاهایی، از جمله مسائلی که میگفت، میگفت شوهر من، من را وادار میکند که قبض آب و برق را من فرض کنید که به بانک بپردازم گفتم خب برو بپرداز، گفت آخر با مرد روبرو میشوم گفتم خانمیدر آن جا ببین بگو قبض من را هم بده یا این که بردار برو بگذار آن جا پولش را هم بگذار آن جا، لازم نیست شما حرف بزنی وقتی شما شوهرت میگوید خب برو انجام بده دیگر یا این که فرض کنید که به من میگوید شب عاشورا بلند شو برویم پارک، گفتم وقتی شوهرت میگوید برو، گفت آخر شب عاشورا هم باید پارک رفت؟ گفتم نه! شب عاشورا نباید پارک رفت اما شما الان در یک وضعیتی هستی که اگر بخواهی مخالفت کنی موجب حساسیت خواهد شد شما در آن حالی که هستی اگر به این مطلب و به حرف شوهرت توجه کنی ثواب رفتن روضه و زیارت را به تو میدهند، این با من. مگر نمیخواهی ثواب روضه؟ تو داری پارک میروی ولی دلت پیش امام حسین است، امام حسین کهنعوذ باللَه جاهل نیست! به مسائل [نا] وارد که نیست نعوذ باللَه! از لحظاتِ نیاتِ شما اطلاع دارد اگر شما این کار را انجام بدهی، همین عمل را انجام بده ولی برای خدا، عین ثواب یک زیارت را برمیدارند به شما میدهند، ثواب را قرار است کسی دیگر بدهد یا خودت میخواهی بدهی؟ گفت نه! یکی دیگر میخواهد بدهد. دیگر چه میخواهی؟ خدای متعال این مطلب را در این ظرفیت قرار داده خب حالا ما میخواهیم این ظرفیت را عوض کنیم به یک ظرفیت دیگر، به نتیجه نمیرسیم. دائما دور خودمان دور میزنیم هی میگوییم چرا این طور شدیم؟ آن طور شدیم؟ چرا حال پیدا نکردیم؟ چرا آن جور شدیم؟ چرا این طور در جا میزنیم؟ چرا؟ در حالی که مطلب به این کیفیت نیست. برای هر شخصی پرونده جدایی است که نباید از آن پرونده تخطی کند.

