اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت فطرت، ضوابط و ملاکات آن

14136
نسخه عربی

حقیقت فطرت، ضوابط و ملاکات آن

15
  •  ببینید! حالا در بیرون قضیه چطور است؟ ما می‌خواهیم این کار را انجام بدهیم ما می‌خواهیم آن کار را انجام بدهیم ما می‌خواهیم ....! مردم می‌گویند چه آدم خوبی! هی می‌گوید ما می‌خواهیم امّا این نمی‌گذارد! این می‌گوید ما می‌خواهیم برای خدا کار کنیم این نمی‌گذارد اما اصل مسئله چیست؟ مرحوم آقا به یک نفر گفته بودند که شما باید معمم بشوید عمامه بگذارید یادم است من یک شب که با این فرد صحبت می‌کردم هشت ساعت، شب زمستان بود از ساعت هشت تا چهار صبح ما صحبت می‌کردیم هشت تا چهار صبح، تمام راهها را وقتی من بر او بستم گفت که آقاجان نفسم این را قبول نمی‌کند گفتم خدا پدرت را بیامرزد این سر من صدا برداشت زبانم مو درآورد از اول می‌گفتی، دیگر ما مشکل این همه صحبت را هم نداشتیم‌

  •  راجع به این سوالی که فرمودید دیگر هر کسی باید پاسخگو باشد دیگر بالاخره میزان حقی وجود دارد و هرکسی باید مواظب اعمال و کردارش باشد دیگر. در این دنیا خیلی ظلم شده از اول تاریخ تا الان صحنه‌هایی که در این دنیا گذشته مملو بوده از ظلم و بیداد و حق کشی و حق شکنی و زیر پا گذاشتن اینها و هر کسی باید بیاید پاسخ سوالات خودش را بدهد. پاسخ مسائلی که با او در جریان بوده.

  •  این مسئله نفس مسئله‌مهمی‌است که در مسئله‌نفس ما می‌دیدیم مرحوم آقا رضوان اللَه علیه در ارتباطشان با افراد خیلی به دلیل نمی‌پرداختند و این یک چیزی بود که ما می‌دیدیم دیگر، فلان شخص می‌آمد آقا اجازه می‌فرمایید این کار را بکنم؟ نخیر! به چه دلیل؟ من چه می‌دانم آقا! آقا ما فلان کار را می‌خواهیم انجام بدهیم. نخیر! آقا این کار این محسنات را دارد! ایشان هم همین جور نگاهش می‌کردند آقا این کار این خصوصیت را دارد ایشان همین طور نگاهش می‌کردند.

  •  یک شخصی بود که خیلی به مکه می‌رفت هر سال می‌رفت مکه و روحانی کاروان بود، به صورت روحانی می‌رفت. سالها همین طور می‌رفت مکه به صورت روحانی و من احساس می‌کردم مرحوم آقا از این عمل ایشان رضایت ندارد ولی خب ایشان هم کاری نداشتند تا این که مطلب به یک نحوه دیگری درآمد وقرار شد بر اینکه خلاصه مطالبی که انجام می‌شود زیر نظر ایشان باشد. موقع حج شد مرحوم آقا مخالفت کردند، صریحا مخالفت کردند. گفتند دیگر حج نرو. آقا این بالا پرید پایین آمد! این طرف! مسلمین نیاز دارند مؤمنین احتیاج دارند احتیاج به روحانی دارند اگر نباشد چه می‌شود اگر او نباشد .... خلاصه این حرفها به یک نحوهایی هم بود که به گوش مرحوم آقا می‌رسید ایشان هم اصلا اعتنا نمی‌کردند انگار نه انگار که اصلا حرفی زده شده! تا این که باز مسئله یک قدری شدت پیدا