نتیجه
حقیقت فطرت، ضوابط و ملاکات آن
10مطلب به این جا ختم نشد مرحوم میرزا محمد کاظم مسئولیت نان طلابی که در نجف بودند به عهده داشت و به جای شهریهای که به طلاب در نجف میرسید ایشان نان میداد به افراد طلبه، در ماه هر کسی به مقدار عائلهای که داشت مجرد بود یا متأهل بود ایشان مخارج را میداد. شروع کرد افرادی را که باعث شدند مرحوم میرزا از کربلا بیاید نانشان را قطع کرد و دیگر نپرداخت. خب این بندگان خدا هم در فشار قرار گرفتند در مشکلات و اینها، بعضی صبر کردند و اعتنا نکردند و بعضی هم مشکل و چه شد یک روز یکی از این طلبهها که در فشار افتاده بود آمد کربلا و به میرزا محمدتقی گفت که آقا شما یک نامه برای سید محمدکاظم یزدی بفرستید که این نان ما را قطع کرده! ما گرسنه هستیم خلاصه در

