
سلوک عرفانی مبتنی بر فطرت ، عقل و شهود
موضوع: سلوك عرفاني بر اساس فطرت ، عقل و وجدان است. 1 – سلوك عرفاني بر اساس فطرت ، عقل ، وجدان است. 2 – فطرت و عقل و شهود داراي منشأ واحدي هستند و با هم منطبق هستند. 3 – قياسات و قضاياي عقل هنگامي به نتيجه كامل ميرسند كه انسان از نظر سعه وجودي اتصال كامل به عقل فعال (مدير عالم وجود) داشته باشد. 4 – حكايت قضاوت اميرالمؤمنين عليه السلام درباره زني كه تهمت زنا به جواني پاكدامن زده بود. 5 – بسياري از شرايط ضمن عقدي كه زوجين آنها را امضاء ميكنند خلاف شرع ميباشد. 6 – اظهار نارضايتي زنان آمريكايي و اروپايي از اينكه زن پا به پاي مرد بايد براي خرج زندگي كار كند.
سلوک عرفانی مبتنی بر فطرت ، عقل و شهود
توضیحات:
موضوع: سلوك عرفاني بر اساس فطرت ، عقل و وجدان است. 1 – سلوك عرفاني بر اساس فطرت ، عقل ، وجدان است. 2 – فطرت و عقل و شهود داراي منشأ واحدي هستند و با هم منطبق هستند. 3 – قياسات و قضاياي عقل هنگامي به نتيجه كامل ميرسند كه انسان از نظر سعه وجودي اتصال كامل به عقل فعال (مدير عالم وجود) داشته باشد. 4 – حكايت قضاوت اميرالمؤمنين عليه السلام درباره زني كه تهمت زنا به جواني پاكدامن زده بود. 5 – بسياري از شرايط ضمن عقدي كه زوجين آنها را امضاء ميكنند خلاف شرع ميباشد. 6 – اظهار نارضايتي زنان آمريكايي و اروپايي از اينكه زن پا به پاي مرد بايد براي خرج زندگي كار كند.
سلوک عرفانی مبتنی بر فطرت ، عقل و شهود
8پیغمبر اکرم امیرالمؤمنین علیه السلام ائمه علیهم السلام، تمام اینها، در روایات حق طلاق را به مرد دادند و مدت زندگانی آنها هم کم نبوده که بگوییم در عرض یک هفته این قوانین و روایات را برای مردم بیان کردند! نخیر! حدود ٢٧٠ سال یعنی قریب سه قرن زمان خلافت و امامت ائمه علیهم السلام بوده، کم است؟ حدود سه قرن یا حداقل بیش از دو قرن و نیم، بنابراین که ٢٥٥ یا ٢٧٥ بوده به اضافه آن ٢٧٥ غیبت صغری، سالائمه نیامدند بگویند که نصف دارائیت را باید به زنت بدهی! ٢٧٥ سال ائمه نیامدند حق طلاق را از مرد بگیرند به زن بدهند چطور شد بعد از اینها یکدفعه این پیدا شد؟ مردم عوض شدند؟ یعنی مردم این زمان ظالم و متعدی هستند ولی مردم در زمان گذشته نبودند؟ آنها بسیار آدمهای صالح پارسا و متهجدی بودند؟ نه! نفس همیشه نفس است، شیطان همیشه بوده. گاهی از اوقات این ظالم و گاهی از اوقات هم او ظالم است. ما نمیتوانیم برای اصلاح یک چیز امر دیگری را خراب کنیم.
اینی که میخواهم خدمت شما عرض کنم خیلی مسئلهمهمیاست. میخواهماین مطلب را خدمت شما عرض کنم که لحاظ مبانی شرعی با قواعد عقلی یکی است دو تا نیست. وقتی که خدا میگوید حق طلاق به دست مرد است یک چیزی میدانسته که گفته. وقتی شارع میگوید که حق طلاق به دست مرد است یک چیزی میداند مسائلی را میداند. البته قضیه هم این جور نیست که حالا فرض کنید که مرد بخواهد زن را طلاق بدهد به همین راحتی و بخواهد نسبت به او تعدی داشته باشد، نخیر! محکمه در این جااو را ملزم میکند. مسئله را بررسی میکند مسئله را بررسی میکند. ولی صحبت در این است که چه شخصی متعهد و مسئول برای بررسی این مسائل است؟ چه شخصی است؟ چه شخصی بر آن کرسی و آن صندلی نشسته و دارد حکم را میبُرد و به طرفین ابلاغ میکند؟ صحبت ...! آیا امیرالمؤمنین نشسته پای میز؟ آیا امام صادق نشسته پای میز؟ آیا شاگرد امام صادق، ابی بصیر و محمد بن ابی عمیر و محمد بن مسلم و یونس بن عبدالرحمن نشستهاند یا این که نه؟ و بماند و بماند! آن کسی که نشسته پشت میز او کیست؟ خب مشخص است ممکناست ....
