
سلوک عرفانی مبتنی بر فطرت ، عقل و شهود
موضوع: سلوك عرفاني بر اساس فطرت ، عقل و وجدان است. 1 – سلوك عرفاني بر اساس فطرت ، عقل ، وجدان است. 2 – فطرت و عقل و شهود داراي منشأ واحدي هستند و با هم منطبق هستند. 3 – قياسات و قضاياي عقل هنگامي به نتيجه كامل ميرسند كه انسان از نظر سعه وجودي اتصال كامل به عقل فعال (مدير عالم وجود) داشته باشد. 4 – حكايت قضاوت اميرالمؤمنين عليه السلام درباره زني كه تهمت زنا به جواني پاكدامن زده بود. 5 – بسياري از شرايط ضمن عقدي كه زوجين آنها را امضاء ميكنند خلاف شرع ميباشد. 6 – اظهار نارضايتي زنان آمريكايي و اروپايي از اينكه زن پا به پاي مرد بايد براي خرج زندگي كار كند.
سلوک عرفانی مبتنی بر فطرت ، عقل و شهود
توضیحات:
موضوع: سلوك عرفاني بر اساس فطرت ، عقل و وجدان است. 1 – سلوك عرفاني بر اساس فطرت ، عقل ، وجدان است. 2 – فطرت و عقل و شهود داراي منشأ واحدي هستند و با هم منطبق هستند. 3 – قياسات و قضاياي عقل هنگامي به نتيجه كامل ميرسند كه انسان از نظر سعه وجودي اتصال كامل به عقل فعال (مدير عالم وجود) داشته باشد. 4 – حكايت قضاوت اميرالمؤمنين عليه السلام درباره زني كه تهمت زنا به جواني پاكدامن زده بود. 5 – بسياري از شرايط ضمن عقدي كه زوجين آنها را امضاء ميكنند خلاف شرع ميباشد. 6 – اظهار نارضايتي زنان آمريكايي و اروپايي از اينكه زن پا به پاي مرد بايد براي خرج زندگي كار كند.
سلوک عرفانی مبتنی بر فطرت ، عقل و شهود
5در سابق، در زمان طفولیت، من به یاد میآورم یکی از وکلا که نویسنده هم بود و ما وقتی که به مدرسه میرفتیم این معلم ما در کلاس چهارم پنجم ابتدایی من بودم در کلاس درس مقالات و نوشتههای اورا از روی کتاب میآمد میخواند. بسیار قلم عالی و قلم روان و بسیار جذابی داشت هنوز آن حکایتها و آن مقالهها در ذهن من مانده. این یک فرد بسیار امروزی و دنیایی و فرصت طلبی بود و میگویند به نحوی در محکمه مطالب را بیان میکرد که یک شخصی را که عمدا و متعمدا از روی غرض، یک شخصی را به قتل رسانده بود کاملًادر دادگاه تبرئه میکرد یعنی در صحبت کردن و در بیان مطلب، این قدر دقیق مطالب را میپیچاند دور میزد برمیگرداند حرف را، بعضی را میگفت بعضی را نمیگفت ....، این سخنوری و این سخن دانی برای خودش یک عالمیدارد و انّ من البیان لسحر، بعضی از اقسام بیان و صحبت کردن اصلا مانند سحر میماند یعنی چطور سحر میآید و اختیار را از انسان میگیرد و انسان کاری انجام میدهد بدون اختیار، این بیان هم به همین کیفیت است خب این تمایز بین حق و باطل را در این جا رعایت نمیکند که آیا این بیانی که دارد میکند این دفاعی که الان دارد میکند دفاع دفاع حق است یا دفاع باطل و حرام است؟ هیچ توجهی به این قضیه [نمیکند] پول گرفته از موکل، حالا باید حرف موکل را به کرسی بنشاند به حق و باطلش کاری ندارد. پول گرفته از موکل و باید مطلب را به نفع موکل تمام کند، به حق و باطل کاری ندارد این را میگویند معامله کردن، معامله است.
قاضی هم میآید طبق نظر او مطلب را میگوید و حکم میکند. بعدا مشخص میشد که این حکم چیست؟ باطل بوده. اما افرادی که آنها عقلشان به مرتبه عقل فعال رسیده از همان جمله اولی که این میگوید میفهمند این دروغ است میفهمند دروغ است میفهمند کلک است میفهمند نفاق است میفهمند پشت قضیه، کاسهای زیر نیم کاسهای است چرا؟ چون آن عقل آنها را در ارتباط با این شخص به واقع میرساند. در بند الفاظ نیستند در بند ظواهر نیستند امروز یک مطلبی را فردا یک مطلب دیگری را، این طور نیستند. با صحنه سازی، رأی و ذهن آنها تغییر پیدا نمیکند، صحنه سازی. با آشوب کردن نظر آنها عوض نمیشود آنها به حقیقت مسئله و مطلب نگاه میکنند.
